مجله وایرد در گزارشی، تحقیق گروه رازنت درباره سیستمهاd نظارتی جمهوری اسلامی ایران و چگونگی توسعه احراز هویت مرکزی، نظارت زیرساختی، جاسوسافزارها و کنترل خیابانی که یک زنجیره واحد در کنترل، سرکوب و شنود شهروندان ایرانی تبدیل شدهاست را پوشش دارد.
لینک تحقیق اصلی / دانلود کل فایل نتایج تحقیق
پس از بیش از ۱۵ سال اقدامات سختگیرانه و سرکوبگرانه که به یک قطع گسترده و ادامهدار اینترنت انجامیده است، به نظر میرسد حکومت جمهوری اسلامی ایران در حال رفتن به سوی مرحله نهایی پروژه نظارت دیجیتال خود است.
در چهار هفته گذشته، دولت ایران در حالی که نیروهایش هزاران معترض ضد رژیم را در سراسر کشور به قتل رساندند، ارتباطات با اینترنت جهانی را به طور کامل قطع کرد. این قطعی اینترنت به دنبال سالها اعمال فیلترینگ اتصال، محدودیتهای زمانی دسترسی دیجیتال و خاموشیهای کامل اینترنت از سوی تهران به عنوان بخشی از تلاشهای قبلی برای سرکوب ناآرامیها صورت میگیرد. طی بیش از ۱۵ سال، رژیم سازوکارهای فناورانه و سیستمی را برای کنترل اساسی اتصال در کشور توسعه داده است از جمله یک اینترانت داخلی ایرانی معروف به شبکه ملی اطلاعات (NIN). اما قطعی ماه گذشته که بخشی از آن همچنان ادامه دارد، نور تازهای بر کنترل رژیم ایران بر اتصال اینترنت و گستره تواناییهای نظارت دیجیتال آن تابانده است.
پژوهشگران میگویند از زمانی که رژیم ایران در سال ۲۰۱۹ یک قطعی گسترده و مخرب اقتصادی اینترنت را اعمال کرد، به نظر میرسد تلاش کرده است دستورالعمل کنترل دیجیتال خود را بهتدریج پالایش کند تا بتواند با اتکا به شبکه ملی اطلاعات، جریان اطلاعات به سوی شهروندان ایرانی را بهشدت محدود و هدایت کند و حتی بهصورت انتخابی بخشی از دسترسی به اینترنت را قطع کند، بدون اینکه پیامدهای مشکلساز فرو بردن کل کشور در تاریکی دیجیتال را به همراه داشته باشد. در این مدل، ایران میتواند از جهان خارج جدا شود، در حالی که شبکهها و زیرساختهای داخلی تحت کنترل دولت همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند.
بهطور غیرمنتظره، قطع اخیر که از ۸ ژانویه آغاز شد، چنان با رویکردی خام و مبتنی بر اعمال فشار مستقیم اجرا شد که ظاهراً برای چندین روز خود شبکه ملی اطلاعات را نیز از کار انداخت. به گفته پژوهشگران، این اقدام شدید پرسشهای جدی را درباره آینده اتصال اینترنت در ایران مطرح میکند؛ وضعیتی که هماکنون نیز در سراسر کشور بسیار ناپایدار و پراختلال است.
یک پژوهشگر از ابتکار آزادی اینترنت «پروژه Ainita» به وایرد گفت: «به دلایلی، آنها طبق همان دستورالعملی که طی سالها پالایش کرده بودند عمل نکردند و قطع اینترنت را بهگونهای اجرا نکردند که شبکه داخلی NIN همچنان به فعالیت خود ادامه دهد. در عمل، همهچیز را فلج کردند.» (او برای محافظت از دوستان و بستگان خود در ایران، خواستار ناشناس ماندن شد.) او افزود: «نمیدانیم چرا این کار به این شکل انجام شد، اما از منظر ما که نمودارها و دادههای اتصال را بررسی میکنیم، وضعیت شبیه به نوعی وحشت به نظر میرسید. بسیار ناگهانی و واکنشی بود و یادآور آن چیزی بود که سالها پیش در قطعهای قبلی دیده بودیم؛ اینکه صرفاً دوشاخه را از برق بکشند.»
خاموشیهای تقریبا کامل ارتباطات، افزون بر پیامدهای اقتصادیشان، فعالیتهای دیجیتالیای را که دولت در شرایط عادی رصد میکند از میان میبرند و در نتیجه خلایی در دادههای اطلاعاتی حکومت درباره شهروندان ایجاد میکنند. با این حال، تحلیلگران میگویند زمانی که اتصال برقرار است، دامنه نظارت بسیار گسترده است، بهویژه در شرایطی که دولت دسترسی به اینترنت جهانی را بیش از پیش محدود میکند و شهروندان را به استفاده از شبکه ملی اطلاعات سوق میدهد.
پژوهشگران سازمان غیرانتفاعی آزادی اینترنت و حقوق دیجیتال «هالیستیک رزیلینس» (Holistic Resilience) مستقر در ایالات متحده، چندین گزارش منتشر کردند که به تحلیل تمرکزگرایی دیجیتال، زیرساختهای مخابراتی، و سازوکارهای حقوقی و مقرراتی میپردازد که به دولت ایران امکان دسترسی به تقریباً هر نوع داده در شبکه ملی اطلاعات، از جمله تمامی ارتباطات، را میدهد.
الکس موزس، پژوهشگر این موسسه میگوید: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یا سهامدار است یا بخشی از مالکیت تقریبا تمام شرکتهای مخابراتی را در اختیار دارد، که به این معنی است که آنها کنترل کاملی بر نحوه پردازش اطلاعات و نوع اطلاعات جمعآوری شده دارند.» او میافزاید: «حرکتی سیستماتیک برای تجمیع تمام این دادهها در یک اکوسیستم نظارتی عظیم وجود داشته است. تمام این سیستمهای مجزا با هم بخشی از یک تصویر بزرگتر از نظارت انبوه هستند که به دلیل کنترل کامل زیرساختها از بالا به پایین، در سطحی بیسابقه قرار دارد.»
گزارشهای هالیستیک رزیلینس با جزئیات توضیح میدهند که چگونه قوانین، مقررات، زیرساختهای فنی، سیستمهای رهگیری و دیگر سازوکارهای ایرانی برای کمک به نظارت بر شهروندان و اعمال کنترل دولتی طراحی شدهاند. پژوهشگران دریافتند که این اقدامات اغلب توسط شرکتها، افراد و هکرهای وابسته به دولت پشتیبانی میشوند.
در این تحلیل آمده است: «شبکههای دوربین مداربسته، سیستمهای تشخیص چهره، برنامههای کاربردی طراحی شده برای ضبط یا ثبت پیامهای خصوصی کاربران و سیستمهایی که الگوهای سبک زندگی و پروفایلهای رفتاری شهروندان را ارزیابی میکنند، در مجموع ابزارهایی برای نظارت گسترده و دقیق بر جمعیت را در اختیار آژانسهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار میدهند.»
مهدی صارمیفر از هالیستیک رزیلینس به سادگی میگوید: «آنها میخواهند یک سیستم متمرکز داشته باشند که زندگی روزمره را رصد کند: نظارت بر سبک زندگی.»
شبکه ملی اطلاعات به عنوان یکی از اجزای اصلی سازوکارهای کنترلی رژیم ایران توسعه یافت و برای ارائه برنامههای کاربردی، خدمات وب و پلتفرمهای دیجیتال مختص ایران طراحی شده تا به طور مداوم بر ایرانیان نظارت کند و اطلاعاتی را که میتوانند به آن دسترسی داشته باشند کنترل کند و همزمان، خارج کردن اطلاعات از کشور برای جامعه بینالمللی را بسیار دشوارتر سازد. شبکه ملی اطلاعات دارای یک معماری انزواگرایانه است که از اتصالات از خارج از ایران نیز جلوگیری میکند.
با این حال، روزهای اول خاموشی اتصال در ماه ژانویه به قدری شدید بود که خود شبکه ملی اطلاعات آفلاین شد و وبسایتهای دولتی و خدمات داخلی را مختل کرد. چندین پژوهشگر به وایرد گفتند که شبکه ملی اطلاعات، شبکههای تلفن ثابت و حتی سیمکارتهای با دسترسی ویژه هیچ اتصالی نداشتند.
داگ مادوری (Doug Madory)، مدیر تحلیل اینترنت در شرکت نظارتی «کنتیک» (Kentik)، میگوید: «اتفاقات زیادی در ایران افتاده است، اما من میگویم خاموشی که اکنون در آن هستیم، در این کشور بیسابقه است. و من فکر میکنم این مسلما یکی از بزرگترین خاموشیهای ارتباطی در تاریخ است، نه فقط در ایران.»
«فیلتربان» پروژهای از سازمان آزادی اینترنت «گروه میان» میگوید با بازگشت بخشی از اتصال، از جمله اتصالات بینالمللی، معتقد است که رژیم ایران در حال حرکت به سمت یک سیستم «لیست سفید» است؛ محدود کردن دسترسی به اینترنت به سازمانها و وبسایتها یا برنامههای خاص. در اواسط ژانویه، این گروه اشاره میکند که رسانههای تحت کنترل دولت ایران فهرستی از وبسایتهای موجود در شبکه ملی اطلاعات را منتشر کردند که شامل موتورهای جستجو، نقشهها، خدمات ویدیویی و برنامههای پیامرسان ایرانی بود.
فیلتربان توضیح میدهد: «این معماری از بخشبندی پیچیده خدمات و مشتریان برای تبدیل دسترسی به اینترنت از یک خدمات عمومی به یک امتیاز اعطا شده توسط دولت استفاده میکند و به دولت اجازه میدهد تا خدمات تجاری حیاتی را حفظ کند در حالی که ارتباط عموم مردم با وب جهانی را قطع میکند.»
حتی با بازگشت بخشی از اتصال، پژوهشگران تأکید میکنند که نوسانات چشمانداز دیجیتال هنوز قابل توجه است و این احتمال را باز میگذارد که ماجرای کنونی میتواند منجر به قطع دائمی یا جداشدن شدن ایران از اینترنت جهانی شود.
در حال حاضر، تحلیل سیگنالها از خارج، نیات رژیم را روشن نمیکند. مادوری از کنتیک میگوید: «من نوعی آشفتگی در ترافیک میبینم و نمیدانم آیا این خود هدف است، یعنی آنها آشفتگی میخواهند، یا اینکه سامانه درست کار نمیکند. شاید آنها سامانهای برای مسدودسازی اینترنت راهاندازی کردهاند که از کنترل خارج شده، یا شاید هم میخواستند که همینطور از کنترل خارج شود. نمیتوانم با قطعیت بگویم، اما وضعیت واقعا عجیب است.»
قطع کامل ارتباطات، مسدودسازی انتخابی و دیگر اشکال سانسور دیجیتال میتواند برای دولتهای سرکوبگر جذاب باشد، بهویژه زمانی که حکومتها احساس میکنند اوضاع از کنترل خارج شده است؛ چه در داخل کشور و چه از منظر تصویرسازی در سطح جهانی. با این حال، همانطور که پژوهشگران متمرکز بر ایران و دیگر دولتهای اقتدارگرا بارها اشاره کردهاند، کنترل از طریق قطع دیجیتال با محدودیتهای جدی و واقعی مواجه است.
یکی دیگر از پژوهشگران «پروژه Ainita» به وایرد گفت: «وقتی همهچیز را بهطور کامل قطع میکنید، حتی افرادی که شاید قصد نداشتند به خیابان بیایند، در نهایت ممکن است به خیابان کشیده شوند، چون دیگر نمیتوانند صرفاً با نشستن در خانه ببینند چه اتفاقی در حال وقوع است.» او افزود: «از منظر مدیریت وضعیت، بسیاری از این تصمیمها منطقی به نظر نمیرسند.»
با این حال، در حالی که ایرانیان بهتدریج دوباره به اینترنت متصل میشوند، با این واقعیت دشوار روبهرو هستند که به شبکهای از نظارت بازمیگردند که به اندازه هر زمان دیگری فراگیر و مداخلهگر است.