زنجیره تأمین فناوری

شلیک به «ابر»؛ وقتی جمهوری اسلامی خیال می‌کند دیتاسنتر هم بنر تبلیغاتی است

جمهوری اسلامی می‌تواند به مراکز داده خلیج فارس خسارت بزند، اما تا نابودی زیرساخت جهانی غول‌های فناوری فاصله زیادی دارد. اجرای این تهدیدها ممکن است بیش از آنکه آمریکا را عقب براند، همسایگان ایران را به آمریکا و اسرائیل نزدیک کند.

ریحانه ولی‌پور
ریحانه ولی‌پورپژوهشگر حوزه فناوری اطلاعات
۴ آبان ۱۴۰۵
7 دقیقه مطالعه
شلیک به «ابر»؛ وقتی جمهوری اسلامی خیال می‌کند دیتاسنتر هم بنر تبلیغاتی است

سپاه پاسداران دوباره فهرستی از دشمنانش منتشر کرده است؛ این بار گوگل، اپل، مایکروسافت، انویدیا، متا، اوراکل و چند شرکت آمریکایی دیگر. تهدید هم با همان ادبیات آشنا مطرح شده: اگر رهبران نظام هدف قرار بگیرند، زیرساخت این شرکت‌ها در خاورمیانه «هدف مشروع» خواهد بود.

صادرکننده این تهدید در گزارش‌های معتبر سپاه پاسداران است و در نسخه‌ای که مستقیماً پروژه استارگیت ابوظبی را نشانه گرفت، ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه خاتم‌الانبیا، مقابل دوربین ظاهر شد. بعدها محسن رضایی نیز از نابودی دیتاسنترها، مراکز هوش مصنوعی و کابل‌های منطقه حرف زد.

البته در جمهوری اسلامی تقسیم کار مشخص است: یکی تهدید می‌کند، دیگری آن را توجیه می‌کند و دستگاه دیپلماسی هم بعداً تلاش می‌کند همان تهدید را با کراوات و واژه‌های حقوقی قابل‌فروش کند.

پشت این رجزخوانی، یک خطر واقعی وجود دارد. مراکز داده هم ساختمان‌اند و می‌توان به آن‌ها حمله کرد. مسئله از جایی شروع می‌شود که خسارت‌زدن به یک ساختمان را به‌جای نابودی شبکه جهانی یک شرکت فناوری جا می‌زنند.

آیا اصلاً چنین هدف‌هایی در منطقه وجود دارند؟

شرکت‌های بزرگ فناوری در کشورهای خلیج فارس زیرساخت دارند. مایکروسافت در دبی و ابوظبی خدمات ابری ارائه می‌کند. گوگل کلاد در دوحه و دمام منطقه ابری دارد و در دبی و فجیره هم نقاط اتصال شبکه‌ای اداره می‌کند. آمازون و اوراکل نیز در منطقه فعال‌اند. پروژه استارگیت ابوظبی هم قرار است ظرفیت بزرگی برای پردازش هوش مصنوعی فراهم کند.

اما این حضورها همگی از یک جنس نیستند. دفتر فروش، نقطه اتصال شبکه و مجموعه‌ای از مراکز داده، کار یکسانی انجام نمی‌دهند و آسیب‌دیدن هرکدام هم پیامد متفاوتی دارد.

برای همین، آوردن نام «اپل» در چنین فهرستی بیشتر شبیه چسباندن یک برند مشهور روی پوستر جنگی است. اپل در منطقه حضور تجاری دارد، اما در منابع عمومی، مدرک معتبری از یک دیتاسنتر بزرگ این شرکت در امارات، مشابه زیرساخت ابری مایکروسافت یا آمازون، ارائه نشده است.

ظاهراً برای دستگاه تبلیغاتی سپاه، این تفاوت‌ها چندان مهم نیست. اگر لوگو آمریکایی باشد، برای ساختن یک تهدید تلگرامی کافی است.

موشک می‌تواند به دیتاسنتر برسد

توان حمله را نباید دست‌کم گرفت. امارات، بحرین و قطر در برد موشک‌ها و پهپادهای جمهوری اسلامی قرار دارند و آسیب‌پذیری مراکز داده هم صرفاً یک احتمال روی کاغذ نیست.

در مارس ۲۰۲۶، آمازون تأیید کرد که دو مرکز AWS در امارات مستقیماً هدف قرار گرفته‌اند و تأسیسات دیگری در بحرین بر اثر اصابت پهپاد در نزدیکی آن آسیب دیده است. این حملات به ساختمان‌ها خسارت زدند، برق را قطع کردند و باعث اختلال در خدمات شدند.

حکومتی که می‌تواند پهپاد را به ساختمانی در آن سوی خلیج فارس برساند، می‌تواند به یک مرکز داده هم خسارت بزند. اما از این واقعیت نمی‌شود نتیجه گرفت که توان نابودی زیرساخت دیجیتال شرکت‌های آمریکایی را دارد.

خدمات ابری بزرگ به یک ساختمان وابسته نیستند. یک منطقه ابری می‌تواند چند ناحیه مجزا داشته باشد که هرکدام زیرساخت فیزیکی خود را دارند. بسته به طراحی سرویس، داده‌ها و پردازش‌ها نیز می‌توانند میان چند مرکز، شهر یا کشور توزیع شوند.

البته این معماری به معنی مصونیت نیست. داشتن نسخه پشتیبان و امکان انتقال خدمات به مرکز دیگر، به انتخاب و آمادگی مشتری هم بستگی دارد؛ با خرید خدمات ابری، همه این حفاظت‌ها خودبه‌خود فعال نمی‌شوند. حمله به یک مرکز می‌تواند قطعی طولانی، خسارت مالی سنگین و حتی از دست رفتن داده‌های بدون پشتیبان را در پی داشته باشد.

بااین‌حال، همین خسارت جدی هم با نابودی کل شبکه یک شرکت جهانی فرق دارد. آسوشیتدپرس پس از حملات به AWS گزارش داد که با وجود آسیب فیزیکی، اختلال‌ها عمدتاً در سطح منطقه باقی ماندند. سپاه می‌تواند یک دیتاسنتر را زخمی کند، اما نابودی «گوگل» و «مایکروسافت» حرفی در ردیف همان شعارهایی است که سال‌هاست مصرفشان از برد موشک بیشتر است.

موشک به خاک همسایه می‌خورد

فرض کنیم سپاه مختصات یک مرکز داده در امارات را دارد، از پدافند هم عبور می‌کند و موشکش دقیقاً به هدف می‌خورد. بعد چه؟

ساختمانی که هدف قرار گرفته در خاک امارات است. برق، زمین، کارکنان و بخشی از سرمایه آن به همان کشور تعلق دارد. مشتریانش هم فقط شرکت‌ها و نهادهای آمریکایی نیستند؛ بانک‌ها، بیمارستان‌ها، شرکت‌های هواپیمایی، فروشگاه‌ها و نهادهای محلی نیز از آن خدمات می‌گیرند.

لوگوی آمریکایی روی ساختمان، پیامد حمله را در مرزهای آمریکا نگه نمی‌دارد. اختلال در آن مرکز می‌تواند خدمات روزمره همان کشوری را مختل کند که جمهوری اسلامی هم‌زمان از بهبود رابطه با آن حرف می‌زند.

چنین حمله‌ای می‌تواند دولت‌های خلیج فارس را به خرید سامانه‌های دفاعی بیشتر و گسترش همکاری امنیتی با آمریکا و اسرائیل سوق دهد. برای کشوری که زیرساختش هدف قرار گرفته، تهدید دیگر یک اختلاف دور میان جمهوری اسلامی و آمریکا نیست، و مسئله امنیت خودش است.

این دقیقاً همان هنر راهبردی جمهوری اسلامی است: برای ترساندن آمریکا کاری کند که همسایگان ایران بیشتر از گذشته به آمریکا پناه ببرند.

کابل‌ها و شبکه‌ها هم در معرض خطرند

تهدیدها به ساختمان دیتاسنتر محدود نمی‌شوند. کابل‌های زیردریایی و شبکه‌های متصل به این مراکز هم می‌توانند هدف خرابکاری یا حملات سایبری قرار بگیرند؛ بخش‌هایی که آسیب به آن‌ها، بسته به مسیرهای جایگزین و گستردگی حمله، ممکن است ارتباطات چند کشور را مختل کند.

کابل‌های ارتباطی مهمی از تنگه هرمز می‌گذرند و کارشناسان درباره احتمال خرابکاری علیه این مسیرها هشدار داده‌اند. حملات سایبری نیز می‌توانند بدون تخریب ساختمان، خدمات را از دسترس خارج کنند. هزینه، دامنه اثر و امکان پنهان‌کردن عامل حمله البته به نوع عملیات بستگی دارد.

ارزیابی این خطرها به شناخت وابستگی شبکه‌ها و مسیرهای جایگزین نیاز دارد؛ چیزی فراتر از نمایش مختصات یک ساختمان روی گوگل‌مپ.

اما هر مسیری که برای ایجاد اختلال انتخاب شود، باز هم خسارت به یک شرکت آمریکایی محدود نمی‌ماند. بانکداری، تجارت و ارتباطات کشورهای منطقه، از جمله شرکای باقی‌مانده خود ایران، می‌توانند آسیب ببینند. این دیگر «ضربه به آمریکا» نیست؛ آتش‌زدن محله برای سوزاندن تابلوی یک فروشگاه آمریکایی است.

تهدیدی ممکن، اما احمقانه

نمی‌شود همه حرف‌های سپاه را بلوف دانست. جمهوری اسلامی توان آسیب‌زدن به بعضی مراکز داده منطقه را دارد و خسارت چنین حملاتی هم واقعی است. آنچه در تبلیغات گم می‌شود، اندازه این توان و هزینه استفاده از آن است.

پیداکردن مختصات یک ساختمان کار دشواری نیست. ارزش نظامی یک حمله را باید با خسارتی که به هدف وارد می‌کند، پاسخی که در پی دارد و موقعیتی که برای مهاجم باقی می‌گذارد سنجید. سوراخ‌کردن سقف یک دیتاسنتر به‌خودی‌خود توضیح نمی‌دهد که جمهوری اسلامی از این حمله چه دستاوردی خواهد داشت.

هنوز روشن نکرده‌اند چرا باید برای چنین نمایشی، امارات و دیگر کشورهای خلیج فارس را به دشمن مستقیم تبدیل کنند، به اقتصاد غیرنظامی منطقه خسارت بزنند و بعد هم هزینه پاسخ نظامی و سیاسی آن را بپردازند.

آقایان هنوز امنیت رفت‌وآمد مقام‌های خودشان در تهران را تضمین نکرده‌اند، اما با اعتمادبه‌نفس از نابودی شبکه ابری شرکت‌هایی حرف می‌زنند که داده‌ها و زیرساختشان در چند کشور و چند قاره توزیع شده است.

فاصله میان توان واقعی و ادعای جمهوری اسلامی، تقریباً همان فاصله میان یک پهپاد انفجاری و یک امپراتوری فناوری جهانی است: اولی ممکن است به هدف بخورد، اما دومی با شعار فرو نمی‌ریزد.

اشتراک‌گذاری: