سیاست‌گذاری نظارت و شنود

طرح مقابله با نفوذ؛ امنیتی‌کردن زندگی مدنی در تعارض با قانون اساسی و تعهدات بین‌المللی

تحلیل حقوقی نسخه ۳۳ ماده‌ای با تمرکز بر قانون اساسی ایران، اصول قانون‌گذاری کیفری و حقوق بین‌الملل بشر

امید شمس
امید شمسدکترای حقوق دارد و حوزه تخصصی پژوهشش آزادی بیان، سانسور و سازوکارهای غیرمستقیم کنترل رسانه‌ها بوده است.
۱۸ شهریور ۱۴۰۵
27 دقیقه مطالعه
طرح مقابله با نفوذ؛ امنیتی‌کردن زندگی مدنی در تعارض با قانون اساسی و تعهدات بین‌المللی

چکیده: مسئله اصلی طرح، صرفاً شدت چند مجازات نیست؛ بلکه معماری آن است. متن، طیف وسیعی از روابط عادی علمی، رسانه‌ای، حقوقی، اقتصادی و فرهنگی را وارد نظام ثبت، مجوز و نظارت امنیتی می‌کند و سپس تخلف از این نظام را به مسئولیت کیفری پیوند می‌دهد. در نتیجه، طرح با اصول شفافیت و قانونی‌بودن جرم، حقوق ملت در قانون اساسی و معیارهای ضرورت و تناسب در حقوق بین‌الملل بشر در تنش جدی قرار می‌گیرد.

مقدمه

طرح ۳۳ ماده‌ای «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه» فقط درباره جاسوسی یا همکاری پنهانی با سرویس‌های اطلاعاتی نیست. متن کمیسیون امنیت ملی مجلس، طیف گسترده‌ای از ارتباطات علمی، دانشگاهی، رسانه‌ای، حقوقی، اقتصادی، فرهنگی و مدنی را وارد نظام ثبت، استعلام و مجوز امنیتی می‌کند و برای تخلف از این نظام، جریمه، حبس، محرومیت شغلی و در مواردی انحلال اشخاص حقوقی در نظر می‌گیرد.

این طرح هنوز به‌طور کامل تصویب نشده و قانون لازم‌الاجرا نیست. با این حال، بررسی متن ۳۳ ماده‌ای منتشرشده نشان می‌دهد مسئله فقط تعارض با معیارهای بین‌المللی نیست. بخش عمده طرح با حقوق ملت در قانون اساسی جمهوری اسلامی، اصل قانونی‌بودن جرم و مجازات و حتی معیارهایی که علی خامنه‌ای در بند ۹ «سیاست‌های کلی نظام قانون‌گذاری» تعیین کرده بود، ناسازگاری جدی دارند.

وضعیت تقنینی و محدوده این تحلیل

مسیر رسمی طرح در ۲۵ تیر ۱۴۰۴ با اعلام وصول در مجلس در قالب متنی ۱۹ ماده‌ای و با امضای ۸۷ نماینده آغاز شد. کمیسیون امنیت ملی متن را بازنویسی کرد و نسخه ۳۳ ماده‌ای در ۲۳ دی ۱۴۰۴ در کمیسیون تصویب و در ۳ اسفند چاپ شد. هنگامی که کلیات در ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ به رأی گذاشته شد، نسخه ۱۹ ماده‌ای دوباره دست‌به‌دست شد، زیرا متن جدید هنوز به‌طور گسترده منتشر نشده بود. خانه ملت در ۲۹ مرداد با انتشار فایل ۳۳ ماده‌ای تصریح کرد که متن ۱۹ ماده‌ای مربوط به تیر ۱۴۰۴ و نسخه مورد بررسی مجلس همان گزارش تازه کمیسیون است.

تا ۳ شهریور ۱۴۰۵، مجلس کلیات طرح را تصویب کرده، ماده ۱ را در ۲۸ مرداد و ماده ۲ را در ۳ شهریور با اصلاحاتی به تصویب رسانده است؛ اما مواد ۳ و ۴ همان روز برای رفع ابهام به کمیسیون بازگشتند و مواد بعدی هنوز نهایی نشده‌اند. بنابراین تحلیل حاضر ناظر بر گزارش ۳۳ ماده‌ای کمیسیون است و مواد بررسی‌نشده ممکن است تغییر کنند. طرح تنها پس از تصویب همه مواد و طی‌کردن مراحل باقی‌مانده قانون‌گذاری می‌تواند لازم‌الاجرا شود.

۱. معماری طرح: تبدیل ارتباط عادی به موضوع ثبت و نظارت امنیتی

ماده ۲ «فعالیت» را تقریباً هرگونه قرارداد، تعامل یا همکاری حقوقی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، آموزشی، علمی یا پژوهشی تعریف می‌کند. انتشار مقاله، دریافت بورسیه و کمک‌هزینه تحصیلی، فرصت مطالعاتی، همکاری دانشگاهی، مصاحبه و ارائه تحلیل به رسانه، شرکت در کارگاه یا کنفرانس، اقامت هنری و تولید آثار فرهنگی همگی در این تعریف قرار گرفته‌اند.

مواد ۳ تا ۱۰ متن کمیسیون، این ارتباطات را به «سامانه برخط ثبت، مدیریت و نظارت ارتباطات خارجی» متصل می‌کنند. ماده ۱۰ وزارت کشور را مسئول ایجاد سامانه می‌داند، اما وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه باید به آن دسترسی کامل و برخط داشته باشند. ماده ۷ نیز به این دو نهاد اجازه می‌دهد اطلاعات تکمیلی یا توضیحات بیشتری مطالبه کنند و ماده ۱۲ انجام فعالیت مشمول بدون ثبت یا مجوز را به مجازات پیوند می‌زند.

بنابراین طرح یک جرم مشخص با عناصر محدود تعریف نمی‌کند و ابتدا حوزه وسیعی از زندگی حرفه‌ای و مدنی را زیر یک نظام اداری ـ امنیتی می‌برد، سپس رعایت‌نکردن قواعد این نظام را به مسئولیت کیفری متصل می‌کند. در چنین معماری‌ای، روشن‌بودن مرز فعالیت آزاد و فعالیت نیازمند ثبت یا مجوز، بخشی از خود اصل قانونی‌بودن جرم است، نه یک جزئیات فنی که بتوان آن را بعداً تعیین کرد.

۲. ایرادهای تقنینی و کیفری

بند ۹ «سیاست‌های کلی نظام قانون‌گذاری» که در مهر ۱۳۹۸ ابلاغ شد، از قانون‌گذار می‌خواهد قوانین شفاف، بدون ابهام، قابل اجرا، قابل سنجش و مبتنی بر اصطلاحات حقوقی مستحکم باشند. این بند همچنین بر ارزیابی آثار قانون، ثبات و انسجام نظام حقوقی، مشارکت ذی‌نفعان، عدالت‌محوری و پرهیز از تبعیض ناروا تأکید می‌کند.

نسخه ۳۳ ماده‌ای در چند محور اساسی از همین معیارها فاصله می‌گیرد.

جرم‌هایی بدون مرز عینی و قابل پیش‌بینی

ماده ۱ از «تضعیف فرهنگ ایرانی ـ اسلامی» و «تسهیل نفوذ و سلطه» سخن می‌گوید، بی‌آنکه معیار قابل اندازه‌گیری برای تحقق این نتایج ارائه کند. ماده ۱۷ مفاهیمی مانند «تحلیل خلاف واقع»، «مصالح اساسی نظام»، «سلب اعتماد عمومی»، «کاهش مشارکت در انتخابات» و «جهت‌دهی آرای مردم» را وارد قلمرو مجازات‌های بسیار سنگین می‌کند.

ماده ۲۳ فعالیت مغایر با «منافع جمهوری اسلامی» یا «سیاست‌های کلی نظام» را مبنای اخراج اتباع خارجی قرار می‌دهد. ماده ۲۷ نیز «زیر سؤال بردن احکام دینی»، ارائه «تصویر ناروا و خلاف واقع» از جامعه و دستاوردهای انقلاب یا «ترویج فرهنگ ضداسلامی» را وارد قلمرو مجازات می‌کند.

این عبارات حد مشخصی برای زیان، رابطه مستقیم رفتار با نتیجه، یا معیار قابل پیش‌بینی برای تشخیص جرم ندارند. شهروند، روزنامه‌نگار، هنرمند یا قاضی می‌تواند از یک عبارت واحد برداشت‌های کاملاً متفاوتی داشته باشد. چنین جرم‌انگاری‌ای با الزام شفافیت، عدم ابهام و استحکام ادبیات حقوقی در بند ۹ سازگار نیست.

تعیین مرز جرم پس از تصویب قانون

مواد ۳، ۴، ۶، ۱۸ و ۳۳ بخش مهمی از دامنه اجرای طرح را به مقررات بعدی می‌سپارند. قرار است نهادهای امنیتی یا شورای عالی امنیت ملی بعداً تعیین کنند چه ارتباطی «عادی و روزمره» است، چه فعالیتی پیشاپیش مجوز می‌خواهد، کدام اشخاص یا فعالیت‌ها استثنا هستند، چه نهادی در فهرست ممنوعه قرار می‌گیرد و نظارت و بازرسی چگونه انجام می‌شود.

مقررات اجرایی می‌توانند جزئیات فنی یک تعیین مصادیق جرم را تعیین کنند؛ اما در این طرح، نتیجه دستورالعمل می‌تواند مشخص کند که انجام یک رفتار آزاد است یا طبق ماده ۱۲ به جریمه، حبس و محرومیت شغلی منجر می‌شود. به این ترتیب، بخشی از قلمرو مسئولیت کیفری و تقنینی نه در متن مصوب مجلس، بلکه بعداً به دست همان نهادهایی تعیین می‌شود که ضابط و ناظر اجرای قانون نیز هستند.

مجازات سنگین‌تر برای داده غیرطبقه‌بندی‌شده

ماده ۲۰ یک ناسازگاری مهم درونی دارد. این ماده انتقال هر «اطلاعات، گزارش، داده یا آمار رسمی منتشرنشده» به کارگزار بیگانه را، در صورت دسترسی شغلی یا حرفه‌ای و نداشتن مجوز سامانه، با حبس درجه سه و محرومیت دائم از شغل مرتبط مجازات می‌کند. طبقه‌بندی‌شدن اطلاعات یا ورود خسارت واقعی، شرط این ماده نیست.

در مقابل، ماده ۲۵ درباره اطلاعات طبقه‌بندی‌شده محرمانه یا سری است و علاوه بر انتقال غیرمجاز، ورود خسارت به امنیت یا منافع ملی را نیز لازم می‌داند؛ با این حال مجازات آن حبس و جزای نقدی درجه چهار است. از آنجا که مجازات درجه سه از درجه چهار شدیدتر است، در برخی مصادیق ممکن است انتقال داده رسمی غیرطبقه‌بندی‌شده صرفاً به دلیل «منتشرنشده‌بودن»، مجازات شدیدتری از انتقال اطلاعات طبقه‌بندی‌شده همراه با اثبات خسارت داشته باشد.

این تفاوت با انسجام قانون، تناسب مجازات و سیاستهای قانون گذاری قابل دفاع سازگار نیست. همچنین ماده ۲۰ باید در کنار قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات و مقررات موجود درباره اسناد محرمانه و سری سنجیده شود. قانون دسترسی آزاد، اصل را بر دسترسی ایرانیان به اطلاعات عمومی گذاشته و استثناهای اطلاعات طبقه‌بندی‌شده و حریم خصوصی را جداگانه تعریف کرده است؛ اما ماده ۲۰ طرح، عنصر «منتشرنشده‌بودن» را بدون چنین تفکیکی به مبنای یک جرم سنگین تبدیل می‌کند.

عنصر روانی (معنوی) مبهم در مواد ۲۸ و ۳۱

ماده ۲۸ برگزارکنندگان دوره‌ها، کارگاه‌ها و همایش‌های تحت حمایت یا هدایت کارگزار بیگانه را در صورت نداشتن مجوز مجازات می‌کند و تبصره آن شرکت‌کنندگان را نیز در معرض حبس یا جزای نقدی درجه شش قرار می‌دهد. در خود ماده تصریح نشده است که شرکت‌کننده باید از حمایت خارجی یا فقدان مجوز اطلاع داشته باشد.

این سکوت لزوماً به معنای ایجاد مسئولیت کیفری بدون علم نیست؛ زیرا قواعد عمومی عنصر روانی در ماده ۱۴۴ قانون مجازات اسلامی همچنان قابل استناد است و در جرایم عمدی، علم به موضوع و قصد رفتار مجرمانه باید احراز شود. با این حال، ماده ۳۱ اطمینان ناشی از این قاعده عمومی را به‌شدت تضعیف می‌کند. متن چاپ‌شده می‌گوید مجازات زمانی امکان‌پذیر است که مرتکب از ارتباط یا حمایت بیگانه «مطلع نبوده» یا سایر ارکان ماده ۱۴۴ «احراز نشود». این عبارت احتمالاً خطای نگارشی است، اما تا زمانی که اصلاح نشده، معنای ظاهری آن دقیقاً خلاف الزام به اثبات علم و ارکان جرم است.

«مقدمات بعیده»؛ نه تعارض صوری، بلکه جرم انگاری بی حد و ‌مرز

ماده ۳۲ برای کسی که با قصد ارتکاب یکی از جرایم طرح، اقداماتی انجام دهد که «صرفاً مقدمات بعیده جرم» محسوب شود، حتی اگر عمل او جرم مستقل دیگری نباشد، حبس درجه شش مقرر می‌کند.

ایراد اصلی این ماده را نباید صرفاً تعارض صوری با ماده ۱۲۳ قانون مجازات اسلامی دانست. ماده ۱۲۳ می‌گوید قصد و اقداماتی که فقط مقدمه‌اند و رابطه مستقیم با وقوع جرم ندارند، از حیث «شروع به جرم» مجازات نمی‌شوند؛ اما قانون‌گذار اصولاً می‌تواند یک رفتار مقدماتی مشخص را با عنوانی مستقل جرم‌انگاری کند.

مشکل ماده ۳۲ این است که هیچ رفتار مقدماتی مشخصی را تعریف نمی‌کند. اصطلاح «مقدمات بعیده» حد عینی، فاصله زمانی، رابطه مستقیم یا آستانه خطر قابل سنجشی ندارد و به تمام جرایم گسترده و مبهم این طرح تسری پیدا می‌کند. در نتیجه، خرید یک وسیله، برقراری یک تماس، تهیه پیش‌نویس یک ایمیل یا برنامه‌ریزی اولیه می‌تواند بسته به تفسیر ضابط، مقدمه جرمی تلقی شود که هنوز وارد مرحله اجرا نشده است. این ماده در مجموع، نقض آشکار اصل قانونی‌بودن، قابلیت پیش‌بینی، ضرورت رابطه نزدیک و مستقیم با جرم مورد نظر و تناسب مجازات است.

انحلال اشخاص حقوقی؛ تفاوت ماده ۲۱ و ماده ۳۰

ماده ۲۱، انحلال اتحادیه‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد، انجمن‌ها، تشکل‌ها و احزاب را «با رعایت ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامی» مقرر کرده است. ماده ۲۲ انحلال را به مواردی محدود می‌کند که شخص حقوقی برای ارتکاب جرم ایجاد شده یا با انحراف از هدف مشروع، فعالیت خود را منحصراً در جهت ارتکاب جرم تغییر داده باشد. بنابراین نمی‌توان گفت هر تخلف ثبتی لزوماً و خودکار به انحلال می‌انجامد.

با وجود این، تهدید انحلال در کنار دامنه بسیار گسترده وظایف فصل اول همچنان اثری بازدارنده بر انجمن‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد دارد. نگرانی جدی‌تر به ماده ۳۰ مربوط است. این ماده هرگاه جرم با استفاده از امکانات یا نام شخص حقوقی، در راستای اهداف آن یا به دستور یا نفع آن ارتکاب یافته باشد، دادگاه را مکلف می‌کند شخص حقوقی را منحل اعلام کند و فقط به تبصره ماده ۲۰ قانون مجازات اسلامی ارجاع می‌دهد. آن تبصره عمدتاً اشخاص حقوقی دولتی یا عمومی غیردولتی را هنگام اعمال حاکمیت مستثنا می‌کند و جایگزین سنجش شدت، ضرورت و تناسب انحلال برای اشخاص حقوقی مستقل نیست.

اجرای ارزیابی‌نشده و تبعیض در دامنه قانون

طرح حجم بسیار بزرگی از روابط علمی، رسانه‌ای، اقتصادی، حقوقی و فرهنگی را وارد سامانه می‌کند، اما گزارش کمیسیون، هیچ ارزیابی علنی از تعداد کاربران، هزینه اجرا، ظرفیت رسیدگی، امنیت داده‌ها یا پیامدهای اشتباه‌های سامانه ارائه نمی‌دهد. همچنین ساز و کار روشنی برای نحوه مشارکت دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، هنرمندان، وکلا، کسب‌وکارها و سازمان‌های مردم‌نهاد، یعنی مهم‌ترین گروه‌های مشمول، منتشر نشده است.

در عین حال، ماده ۳ نیروهای مسلح، وزارت اطلاعات و مقامات سیاسی را از ثبت فعالیت‌های خارجی معاف می‌کند، در حالی که نهادهای مدنی و دانشگاهی باید ارتباطات خود را ثبت کنند. ماده ۱۶ دارندگان اقامت دائم خارجی را از تمام مشاغل دولتی و عمومی محروم می‌کند و ماده ۲۳ مجازات هر تبعه خارجی مرتکب جرم تعزیری دیگر را فقط به دلیل خارجی‌بودن یک درجه تشدید می‌کند. این ساختار با عدالت‌محوری، منع تبعیض ناروا و پرهیز از استثناهای ناموجه در بند ۹ فاصله جدی دارد.

۳. تعارض‌ها و اشکالات در حقوق داخلی ایران

مهم‌ترین معیار حقوق داخلی، نه یک سیاست کلی، بلکه خود قانون اساسی جمهوری اسلامی است. متن ۳۳ ماده‌ای در چند نقطه با حقوق و محدودیت‌های وضع‌شده برای حکومت در این قانون تعارض جدی پیدا می‌کند.

اصل ۹؛ استقلال مجوز سلب آزادی نیست

خود ماده ۱ طرح، اصل ۹ قانون اساسی را یکی از مبانی تصویب معرفی می‌کند. اما اصل ۹ فقط دولت را به حفظ استقلال و تمامیت ارضی مکلف نمی‌کند؛ هم‌زمان می‌گوید هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی، آزادی‌های مشروع را حتی از راه وضع قانون و مقررات سلب کند.

این بخش دوم، محدودیت مستقیمی بر اختیار حکومت است. وقتی ارتباطات دانشگاهی، رسانه‌ای، هنری و مدنی بدون تعریف تهدید مشخص زیر ثبت و مجوز امنیتی قرار می‌گیرند، استناد به «استقلال» به‌تنهایی کافی نیست. حکومت باید نشان دهد هر محدودیت دقیقاً کدام خطر را دفع می‌کند، چرا ضروری است و چرا راه کم‌محدودکننده‌تری وجود ندارد. افزودن عبارت «سلب آزادی‌های مقرر در قانون» به ماده ۱ مصوب مجلس نیز این مشکل را حل نمی‌کند؛ زیرا مواد بعدی خود دامنه همان آزادی‌ها را به تشخیص و مجوز امنیتی وابسته می‌کنند.

عقیده، بیان، حریم ارتباطات، تشکل و اشتغال

اصل ۲۳ تفتیش عقاید و مؤاخذه صرفاً به دلیل داشتن عقیده را ممنوع می‌کند و اصل ۲۴ آزادی مطبوعات را به رسمیت می‌شناسد. ماده ۲۷ طرح، نقد احکام دینی یا ارائه تصویری که مقام قضایی آن را «ناروا» بداند، به مجازات تولیدکننده، ناشر و حتی صادرکننده مجوز پیوند می‌دهد. این حکم میان نقد، مخالفت فکری، ارائه روایت متفاوت و تحریک واقعی به خشونت یا آسیب تمایز روشنی نمی‌گذارد. همچنین عامدانه از توصیفی مبهم برای فعل مجرمانه استفاده میکند بدون آنکه تعریف و حدود و ثغور آن را مشخص کرده باشد.

اصل ۲۵ تجسس، استراق سمع و تعرض به مکاتبات و ارتباطات را جز به حکم قانون ممنوع می‌کند. اگرچه سامانه ذکر شده در مواد ۳ تا ۱۰ الزاماً به معنای دسترسی مستقیم به صندوق ایمیل یا شنود همه مکاتبات نیست، اما یک پایگاه متمرکز از فراداده ارتباطات خارجی ایجاد می‌کند: چه کسی با کدام دانشگاه، رسانه، پژوهشگر یا سازمان در ارتباط است، موضوع همکاری چیست و چه حمایتی دریافت می‌کند. دسترسی کامل و برخط نهادهای امنیتی، بدون ضابطه روشن نگهداری، حذف، اصلاح، استفاده ثانویه، ثبت دسترسی و نظارت مستقل، با حمایت مؤثر اصل ۲۵ از حریم ارتباطات سازگار نیست.

اصل ۲۶ آزادی احزاب، انجمن‌ها و تشکل‌ها و اصل ۲۷ آزادی اجتماعات را شناسایی می‌کنند. مواد ۲۱، ۲۸ و ۳۰ با تهدید شرکت‌کنندگان در دوره‌ها و امکان انحلال اشخاص حقوقی، استفاده امن از این آزادی‌ها را محدود می‌کنند. اصل ۲۸ نیز حق انتخاب شغل را به رسمیت می‌شناسد؛ در حالی که مواد ۱۴، ۱۶، ۲۷ و ۳۰ محرومیت‌های طولانی یا دائم شغلی را با معیارهایی گسترده مقرر می‌کنند.

اصول ۳۴ تا ۳۷ نیز حق دادخواهی، انتخاب وکیل، قانونی‌بودن مجازات و اصل برائت را تضمین می‌کنند. طرح حق وکیل را صریحاً سلب نمی‌کند و قواعد عمومی دادرسی همچنان باید اجرا شوند؛ اما برای اعتراض مؤثر به طبقه‌بندی امنیتی، نتیجه استعلام، رد مجوز یا درج اطلاعات نادرست در سامانه مسیر روشنی پیش‌بینی نشده است. ابهام ماده ۳۱ نیز با اصل برائت و الزام به اثبات جرم در دادگاه صالح ناسازگاری جدی ایجاد می‌کند.

اصل ۸۵ و واگذاری قانون‌گذاری کیفری به نهادهای امنیتی

اصل ۸۵ مقرر می‌کند مجلس نمی‌تواند اختیار قانون‌گذاری را به شخص یا هیئتی دیگر واگذار کند، جز در شرایط محدود پیش‌بینی‌شده برای کمیسیون‌های داخلی مجلس. در کنار آن، اصول ۳۶ و ۱۶۹ قانون اساسی و ماده ۲ قانون مجازات اسلامی بر قانونی‌بودن جرم و مجازات تأکید دارند.

ماده ۳ طرح، تعیین برخی استثناها و فعالیت‌های نیازمند مجوز را به دستورالعمل پیشنهادی وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه می‌سپارد. ماده ۴ تعریف امور «عادی و روزمره» را به مقررات بعدی واگذار می‌کند و ماده ۳۳ نیز فرایند ثبت، استعلام، صدور مجوز و «شیوه‌های نظارت و بازرسی» را به دو نهاد امنیتی می‌دهد. از سوی دیگر، ماده ۱۲ تخلف از همین نظام ثبت و مجوز را جرم می‌داند.

پرسش حقوقی این است که آیا مجلس می‌تواند مرز مؤثر میان رفتار آزاد و رفتار مستوجب مجازات را به مقررات بعدی نهادهای غیرقانون‌گذار بسپارد. جزئیات فنی قابل تفویض‌اند، اما عناصر مؤثر در ایجاد مسئولیت کیفری باید از خود قانون قابل استخراج باشند. اهمیت این ایراد در جریان بررسی مجلس نیز آشکار شد: در ۳ شهریور، علیرضا سلیمی، عضو هیأت‌رئیسه مجلس، تفویض موجود در ماده ۳ را مغایر اصل ۸۵ دانست و رئیس جلسه نیز ایراد را وارد تشخیص داد؛ در نتیجه مواد ۳ و ۴ برای رفع ابهام به کمیسیون بازگشتند.

ماده ۲۹، ماده ۹ قانون مدنی و امنیت قضایی

ماده ۲۹ اجرای سند بین‌المللی تصویب‌نشده طبق اصل ۷۷ قانون اساسی و نیز اجرای بخش‌هایی از اسناد بین‌المللی را که «با اصول قانون اساسی مغایرت دارد» جرم‌انگاری می‌کند. بخش دوم حکم روشن نمی‌کند مرجع تشخیص مغایرت کیست، آیا اعلام مغایرت باید پیش از عمل و به‌صورت رسمی انجام شده باشد و آیا رأی یا تفسیر قضایی نیز می‌تواند «اجرا» تلقی شود.

این ابهام باید در کنار ماده ۹ قانون مدنی بررسی شود که معاهدات منعقدشده مطابق قانون اساسی را در حکم قانون می‌داند. هنگامی که معاهده‌ای طبق اصل ۷۷ تصویب و مراحل نظارت بر مصوبه را طی کرده است، مجازات مقام یا قاضی به سبب اجرای بخشی از آن، بدون تعیین مرجع و تشریفات روشن تشخیص مغایرت، با اصل قانونی‌بودن، امنیت قضایی و استقلال قاضی ناسازگار است.

۴. پیامد عملی: نهادینه کردن خودسانسوری و پروفایل‌سازی امنیتی

مهم‌ترین اثر عملی طرح ممکن است نه تعداد محکومیت‌ها، بلکه تعداد ارتباطاتی باشد که هرگز شکل نمی‌گیرند. در ادبیات حقوقی به این وضعیت «اثر بازدارنده بر اعمال حقوق» یا chilling effect گفته می‌شود: افراد فقط از رفتار ممنوع دوری نمی‌کنند، بلکه به دلیل ابهام قانون و ترس از هزینه امنیتی، از رفتارهای قانونی نزدیک به آن نیز صرف‌نظر می‌کنند.

دانشجویی که نمی‌داند ایمیل درخواست بورسیه باید ثبت شود، استادی که درباره مجازبودن تبادل داده پژوهشی مطمئن نیست، روزنامه‌نگاری که رسانه مقصد ممکن است بعداً «معاند» اعلام شود، هنرمندی که حمایت یک بنیاد خارجی را دریافت می‌کند یا سازمان مردم‌نهادی که می‌خواهد کارگاه مشترکی برگزار کند، همگی انگیزه پیدا می‌کنند پیشاپیش خود را محدود کنند. برای ایجاد این اثر، لازم نیست همه بازداشت یا محکوم شوند؛ کافی است مرز جرم نامعلوم، سامانه امنیتی دائمی و پیامد اشتباه بسیار سنگین باشد.

سامانه پیشنهادی این اثر را تقویت می‌کند. ثبت نوع فعالیت، اشخاص مرتبط، نهاد خارجی و تغییرات همکاری، امکان ساخت شبکه روابط حرفه‌ای و اجتماعی را فراهم می‌کند. متن درباره مدت نگهداری اطلاعات، حق مشاهده و اصلاح داده، حذف سوابق، محدودیت استفاده ثانویه، ثبت دسترسی مأموران، اطلاع‌رسانی به فرد یا نظارت مستقل سکوت کرده است. در چنین شرایطی، داده اداری می‌تواند به پروفایل امنیتی، فهرست غیرشفاف، مبنای رد خدمات یا مستند پرونده کیفری تبدیل شود.

این معماری همچنین امکان گزینشی‌کردن ارتباطات بین‌المللی را ایجاد می‌کند. هدف صریح یک ماده این نیست که فقط افراد مورد تأیید حکومت بتوانند در خارج تحصیل، کار یا فعالیت فرهنگی کنند؛ اما نتیجه قابل پیش‌بینی نظام ثبت و مجوز همین است که کنشگران همسو با روایت رسمی با مانع کمتری روبه‌رو شوند و پژوهشگران، هنرمندان، روزنامه‌نگاران و نهادهای مستقل هزینه و خطر بیشتری تحمل کنند. در مقابل، نیروهای مسلح، وزارت اطلاعات و مقامات سیاسی در متن کمیسیون از ثبت فعالیت‌های خارجی خود معاف شده‌اند.

۵. تعهدات بین‌المللی ایران

ایران در ۲۴ ژوئن ۱۹۷۵ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی را تصویب کرده است و در فهرست سازمان ملل حق شرطی برای آن ثبت نشده است. چون طرح هنوز قانون و لازم‌الاجرا نیست، به تعبیر دقیقتر، «خطر نقض» و «ناسازگاری متن» با این تعهد بین المللی ایران وجود دارد.

آزادی بیان، عقیده و مشارکت سیاسی

ماده ۱۹ میثاق اجازه می‌دهد آزادی بیان برای اهدافی مانند امنیت ملی محدود شود، اما محدودیت باید در قانون دقیق و قابل پیش‌بینی باشد و ضرورت و تناسب آن اثبات شود. کمیته حقوق بشر در تفسیر عمومی شماره ۳۴ تأکید می‌کند قانون نباید اختیار بی‌حد به مجری بدهد.

ماده ۱۷ طرح ارائه برخی تحلیل‌ها و پیشنهادهای سیاسی را، اگر موجب «سلب اعتماد عمومی»، «کاهش مشارکت» یا «جهت‌دهی آرا» تشخیص داده شود، با حبس‌های سنگین روبه‌رو می‌کند. ماده ۲۲ مصاحبه با رسانه‌های اعلام‌شده از سوی وزارت اطلاعات را به ثبت و مجوز پیوند می‌دهد، بدون آنکه محتوای مصاحبه یا ورود زیان واقعی ضرورتاً معیار باشد. ماده ۲۰ نیز برای افشای داده رسمی منتشرنشده استثنای روشن منفعت عمومی، روزنامه‌نگاری تحقیقی یا افشای فساد پیش‌بینی نمی‌کند.

ماده ۲۷ علاوه بر بیان، آزادی عقیده در ماده ۱۸ میثاق را نیز هدف قرار می‌دهد. نقد یک حکم دینی یا ارائه روایت منفی از عملکرد حکومت را نمی‌توان بدون اثبات دعوت به تبعیض، خصومت یا خشونت با نفرت‌پراکنی ممنوع‌شده در ماده ۲۰ میثاق یکسان دانست.

حریم خصوصی و بانک اطلاعات روابط خارجی

ماده ۱۷ میثاق از اشخاص در برابر مداخله خودسرانه یا غیرقانونی در حریم خصوصی و مکاتبات حمایت می‌کند. «قانونی‌بودن» به‌تنهایی کافی نیست؛ مداخله نباید خودسرانه باشد و باید هدف مشخص، ضرورت، تناسب و تضمین‌های ضد سوءاستفاده داشته باشد.

سامانه طرح لزوماً محتوای همه ایمیل‌ها را جمع‌آوری نمی‌کند، اما فراداده روابط علمی، رسانه‌ای، مالی و مدنی را در اختیار نهادهای امنیتی می‌گذارد. مطابق استانداردهای ماده ۱۷، افراد باید بتوانند بدانند چه داده‌ای، برای چه هدفی و زیر کنترل چه نهادی نگهداری می‌شود و امکان اصلاح اطلاعات نادرست را داشته باشند. متن طرح این حقوق و همچنین دوره نگهداری، حذف داده، کنترل دسترسی و نظارت مستقل را تضمین نمی‌کند.

آزادی تشکل و مسئولیت شرکت‌کنندگان

مواد ۲۱ و ۲۲ میثاق، محدودیت بر اجتماع و تشکل را فقط در صورت ضرورت و تناسب برای اهداف مشخص می‌پذیرند. تهدید انحلال در ماده ۲۱ با قید ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامی محدود شده و نباید آن را خودکار توصیف کرد؛ اما ماده ۳۰ ساختار الزام‌آورتری دارد و می‌تواند انحلال را به نتیجه مستقیم ارتکاب جرم به نفع یا با امکانات شخص حقوقی تبدیل کند.

در ماده ۲۸ نیز مجازات شرکت‌کنندگان بدون تصریح عنصر علم، خطر مسئولیت کیفری افراد ناآگاه را ایجاد می‌کند. قواعد عمومی ماده ۱۴۴ ممکن است این خلأ را جبران کنند، ولی عبارت معیوب ماده ۳۱ پیش‌بینی‌پذیری را از بین می‌برد. مجموع این احکام می‌تواند افراد را حتی از دوره‌ها، همایش‌ها و انجمن‌های کاملاً مسالمت‌آمیز دور کند.

اصل برائت، قانونی‌بودن جرم و تناسب

ماده ۳۱، مطابق عبارت چاپ‌شده، امکان مجازات حتی در صورت فقدان علم یا احرازنشدن ارکان جرم را القا می‌کند. این برداشت با اصل برائت در ماده ۱۴ بند ۲ میثاق ناسازگار است، هرچند احتمال خطای نگارشی و امکان استناد به ماده ۱۴۴ قانون مجازات اسلامی باید در تحلیل ذکر شود.

ماده ۳۲ نیز نه به این دلیل که قانون‌گذار هیچ‌گاه حق جرم‌انگاری رفتار مقدماتی ندارد، بلکه به دلیل نامشخص‌بودن رفتار ممنوعه، فقدان رابطه نزدیک و مستقیم میان عمر فرد با جرم و تسری به همه جرایم طرح، با اصل قانونی‌بودن و قابلیت پیش‌بینی در ماده ۱۵ میثاق تعارض جدی دارد.

اخراج اتباع خارجی، پناهجویان و اصل عدم بازگرداندن

ماده ۲۳ برای برخی اتباع خارجی، اخراج را مقرر می‌کند و در تبصره خود مجازات تبعه خارجی را صرفاً به اعتبار تابعیت یک درجه تشدید می‌کند. درباره تبعه‌ای که حضور قانونی دارد، ماده ۱۳ میثاق حقوق مدنی و سیاسی اصولاً حق ارائه دلایل رد اخراج، رسیدگی مجدد و داشتن نماینده را تضمین می‌کند؛ متن طرح این تضمین‌ها را به‌صراحت پیش‌بینی نکرده است.

افزون بر این، اخراج پناهنده، پناهجو یا شخصی که در معرض آزار، شکنجه، مرگ یا خطر جدی قرار دارد باید تابع بررسی فردی و اصل عدم بازگرداندن باشد. ایران عضو کنوانسیون ۱۹۵۱ پناهندگان و پروتکل ۱۹۶۷ است و قاعده اخراج در طرح باید استثنای صریح و سازوکار رسیدگی مؤثر برای این اشخاص داشته باشد.

میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی

ایران میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نیز در ۲۴ ژوئن ۱۹۷۵ تصویب کرده است. ماده ۱۵ این میثاق، حق مشارکت در زندگی فرهنگی، بهره‌مندی از پیشرفت علمی، آزادی ضروری برای پژوهش علمی و فعالیت خلاقانه و مزایای ارتباط و همکاری بین‌المللی در حوزه علم و فرهنگ را به رسمیت می‌شناسد. متن رسمی میثاق دولت‌ها را نه‌فقط به توسعه علم و فرهنگ، بلکه به احترام آزادی لازم برای آن‌ها متعهد می‌کند.

تعریف گسترده فعالیت علمی و فرهنگی در ماده ۲، ثبت یا مجوز برای بورسیه، فرصت مطالعاتی، همکاری دانشگاهی، کنفرانس و اقامت هنری و مجازات‌های مواد ۲۷ و ۲۸ می‌تواند دسترسی آزاد و برابر به زندگی علمی و فرهنگی را محدود کند. نظارت امنیتی بر ارتباط با دانشگاه‌ها، بنیادهای پژوهشی و نهادهای فرهنگی خارجی نیز مستقیماً با مزایای همکاری بین‌المللی که ماده ۱۵ شناسایی کرده در تنش است.

این میثاق دولت را از تنظیم روابط علمی یا مقابله با عملیات پنهان خارجی منع نمی‌کند؛ اما محدودیت باید مشخص، ضروری، متناسب و غیرتبعیض‌آمیز باشد. نظامی که اصل ارتباط علمی و فرهنگی را زیر ثبت و مجوز می‌برد، مقامات و نهادهای امنیتی را معاف می‌کند و مرز مجاز و ممنوع را به دستورالعمل بعدی می‌سپارد، از این معیار فاصله دارد.

قانون‌گذاری پوششی؛ محدودسازی حقوق با توسل به یک «بهانه تقنینی»

یکی از خطرهای ساختاری طرح، استفاده از سازوکار «پریتکست» (pretext) یا «بهانه تقنینی» است: قانون‌گذار ظاهراً در حوزه امنیت ملی و مقابله با نفوذ مقررات وضع می‌کند، اما دامنه تعاریف و ضمانت اجراها به‌گونه‌ای تنظیم می‌شود که فعالیت‌هایی در حوزه‌های اساساً متفاوت، از روزنامه‌نگاری و پژوهش دانشگاهی تا هنر، وکالت، فعالیت مدنی و همکاری‌های بین‌المللی، محدود شوند. به این ترتیب، محدودیتی که اگر مستقیماً در حوزه آزادی بیان، تشکل، پژوهش یا اشتغال وضع می‌شد باید از آزمون‌های قانونی‌بودن، ضرورت، تناسب و وجود تضمین‌های مؤثر محدودتری عبور می‌کرد، تحت عنوانی امنیتی و با الزامات آسان‌ترِ ثبت، مجوز و استعلام اعمال می‌شود.

ایراد حقوقی صرفاً تفاوت میان عنوان قانون و آثار جانبی آن نیست؛ مسئله آن است که هدف اعلام‌شده قانون می‌تواند پوششی برای دورزدن تضمین‌های ماهوی و شکلی حاکم بر حوزه‌ای باشد که عملاً محدود می‌شود. برای تشخیص چنین وضعیتی باید به اثر واقعی مقررات توجه کرد، نه فقط به عنوان و ادبیات امنیتی آن‌ها: آیا میان هر رفتار مشمول و تهدید مشخص امنیتی رابطه مستقیم وجود دارد؟ آیا محدودیت برای دفع همان تهدید ضروری و متناسب است؟ و آیا اشخاص از حق اعتراض، نظارت مستقل و تضمین‌های دادرسی برخوردارند؟ در غیاب این شرایط، استناد کلی به «مقابله با نفوذ» نمی‌تواند انتقال محدودیت‌های گسترده به حوزه‌های نامرتبط را توجیه کند و طرح در عمل به ابزاری برای سانسور غیرمستقیم و مهار پیشینی فعالیت‌های مشروع تبدیل می‌شود.

جمع‌بندی

مقابله با جاسوسی، عملیات پنهان خارجی یا تأمین مالی غیرشفاف می‌تواند هدفی مشروع برای قانون‌گذاری باشد. با این حال، مشروعیت هدف جایگزین دقت در تعریف جرم، ضرورت، تناسب و تضمین دادرسی نمی‌شود.

نسخه ۳۳ ماده‌ای به‌جای تمرکز بر اعمال عمدی و مشخصی که رابطه مستقیم با آسیب واقعی به امنیت ملی دارند، منشأ خارجی ارتباط را در بسیاری از موارد جانشین فرایند اثبات خطر می‌کند. از ترکیب تعریف گسترده «فعالیت»، سامانه ثبت و دسترسی برخط امنیتی، تفویض تعیین مصادیق و مجازات‌های سنگین، ساختاری پدید می‌آید که می‌تواند روزنامه‌نگاری، پژوهش، هنر، فعالیت مدنی و تبادل علمی را به حوزه سوءظن دائمی وارد کند.

از منظر حقوق داخلی، مهم‌ترین ایرادها به اصول ۹، ۲۳ تا ۲۸، ۳۴ تا ۳۷، ۸۵ و ۱۶۹ قانون اساسی و اصل قانونی‌بودن جرم و مجازات بازمی‌گردد. از منظر حقوق بین‌الملل نیز متن با آزادی بیان و عقیده، حریم خصوصی، آزادی تشکل، اصل برائت، منع تبعیض، حقوق علمی و فرهنگی و تضمین‌های مربوط به اخراج در تنش جدی است. تا زمانی که این معماری اصلاح نشود، طرح بیش از آنکه قانونی محدود برای مقابله با نفوذ باشد، ظرفیت تبدیل‌شدن به زیرساخت کنترل ارتباطات و خودسانسوری را خواهد داشت.

منابع حقوقی اصلی

  • گزارش ۳۳ ماده‌ای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی درباره طرح مقابله با نفوذ؛
  • قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه اصول ۹، ۲۳ تا ۲۸، ۳۴ تا ۳۷، ۷۷، ۸۵ و ۱۶۹؛
  • قانون مجازات اسلامی، به‌ویژه مواد ۲، ۲۰، ۲۲، ۱۲۳ و ۱۴۴؛
  • قانون مدنی، ماده ۹؛ قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات؛
  • میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، به‌ویژه مواد ۲، ۱۳ تا ۱۵، ۱۷ تا ۱۹، ۲۱، ۲۲، ۲۵ و ۲۶؛
  • میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، ماده ۱۵؛
  • کنوانسیون ۱۹۵۱ مربوط به وضعیت پناهندگان و پروتکل ۱۹۶۷.
اشتراک‌گذاری: