برنامه چند لایه روسیه و چین برای از کار انداختن استارلینک
اسناد محرمانه همکاری نظامی مسکو و پکن نشان میدهد مقابله با اینترنت ماهوارهای فقط به پارازیت محدود نیست و برای کاربران داخل ایران نیز پیامد دارد.


اسناد محرمانهای که ۹ ژوئیه ۲۰۲۶ در تحقیق مشترک اینسایدر (The Insider)، اشپیگل و لوموند منتشر شد، از برنامه چندلایه روسیه و چین برای مقابله با استارلینک (Starlink) پرده برمیدارد. این طرح از فشار حقوقی آغاز میشود، به پارازیت منطقهای و حمله سایبری میرسد و در آخرین مرحله، نابودی فیزیکی ماهوارهها را هدف قرار میدهد. هرچند این اسناد مستقیماً نامی از جمهوری اسلامی نمیبرند، برای کاربران ایرانی مهماند؛ زیرا استارلینک هنگام قطع اینترنت یکی از معدود مسیرهای ارتباط با جهان خارج است.
طرح سهمرحلهای برای مقابله با استارلینک
اسناد شامل چند ارائه از نشست محرمانه همکاریهای نظامی روسیه و چین در نوامبر ۲۰۲۳ در گوانگژو است. یکی از ارائهها را دو پژوهشگر شرکت علوم و فناوری هوافضای چین (CASC) تهیه کردهاند و تمام آن به روشهای مقابله با استارلینک اختصاص دارد.
آلبوم
مرحله نخست، ایجاد فشار حقوقی و دیپلماتیک برای محدودکردن توسعه منظومه ماهوارهای اسپیسایکس (SpaceX) است. مرحله دوم، تصاحب فرکانسها و جایگاههای مداری و ایجاد معماری مشترک برای «پارازیت تطبیقی» است؛ سامانهای که قرار است دسترسی به استارلینک را در مناطق جغرافیایی انتخابشده مختل کند.
مرحله سوم نیز حمله سایبری و سپس انهدام فیزیکی ماهوارههاست. در اسناد از جعل دسترسی، آلودهسازی با بدافزار و سوءاستفاده از آسیبپذیری پایانههای کاربران برای فلجکردن شبکه نام برده شده است. طراحان همچنین خواستار توسعه ابزارهای ارزانقیمتی شدهاند که بتوانند تعداد زیادی ماهواره را در مدار هدف قرار دهند.
چرا این برنامه برای کاربران ایرانی مهم است؟
تجربه قطع اینترنت در ایران نشان داده است که تهدید اصلی برای کاربران استارلینک لزوماً نابودی ماهوارهها نیست. در جریان قطع سراسری اینترنت در ژانویه ۲۰۲۶، برخی کاربران داخل ایران همچنان از این شبکه استفاده میکردند، اما گزارشها از پارازیت رادیویی، اختلال در سامانه موقعیتیابی و مصادره تجهیزات حکایت داشت. در برخی مناطق، میزان از دست رفتن بستههای اطلاعاتی بین ۳۰ تا ۸۰ درصد گزارش شد.
طرح توصیفشده در اسناد چینی، همین الگو را یک گام جلوتر میبرد: بهجای ایجاد اختلال گسترده، پارازیت میتواند بهصورت انتخابی روی یک شهر، محله، منطقه مرزی یا محل تجمع متمرکز شود. چنین قابلیتی برای حکومتهایی که هنگام اعتراضات ارتباطات را محدود میکنند، ابزار مؤثرتری از قطع کامل شبکه خواهد بود.
اشاره به انتقال بدافزار از طریق پایانههای کاربران نیز نشان میدهد دیش و روتر استارلینک باید مانند هر زیرساخت ارتباطی دیگری هدف بالقوه حمله در نظر گرفته شود. این به معنای وجود حملهای تأییدشده علیه کاربران ایرانی نیست، اما نشان میدهد اتصال ماهوارهای بهتنهایی امنیت دستگاهها، شبکه وایفای یا هویت کاربران را تضمین نمیکند.
ادعایی که میتواند سرکوب کاربران را تشدید کند
یکی از حساسترین بخشهای گزارش، نقلقول یک افسر ناشناس ارتش آمریکاست که ادعا میکند پایانههای تجاری استارلینک خریداریشده از دبی، روی پهپادهایی نصب شده بودند که علیه اهداف جمهوری اسلامی استفاده شدند.
بااینحال، چنین روایتی میتواند برای کاربران غیرنظامی داخل ایران نیز پیامد داشته باشد. جمهوری اسلامی ممکن است استفاده شخصی از استارلینک را بیشازپیش با فعالیت نظامی، جاسوسی یا همکاری با دولتهای خارجی پیوند بزند؛ درحالیکه استفاده احتمالی یک نیروی نظامی از این شبکه ارتباطی با کاربران عادی ندارد.
استارلینک مقاوم است، اما شکستناپذیر نیست
معماری توزیعشده استارلینک باعث میشود از کار انداختن کامل آن دشوار باشد. شبکه به یک ایستگاه مرکزی وابسته نیست و اختلال در یک ماهواره یا ایستگاه زمینی، کل سامانه را متوقف نمیکند. بااینحال، پایانههای زمینی همچنان قابل شناسایی، مصادره و هدفگیری هستند و دسترسی کاربران نیز به تصمیمها و بهروزرسانیهای اسپیسایکس وابسته است.
این اسناد نشان نمیدهند که جمهوری اسلامی عضو پروژه مشترک روسیه و چین است یا فناوری ضد استارلینک دریافت کرده است. اما دعوت تهیهکنندگان طرح از «کشورهای علاقهمند» برای پیوستن به یک ائتلاف فنی، پرسش مهمی ایجاد میکند: آیا دانش توسعهیافته در این همکاری به حکومتهای دیگری که با اینترنت آزاد مقابله میکنند منتقل خواهد شد؟
برای کاربران ایرانی، نتیجه روشن است: استارلینک هنگام قطع اینترنت مسیری حیاتی است، اما نباید آن را ابزاری ناشناس، کاملا امن و مصون از اختلال دانست. امنیت فیزیکی تجهیزات، بهروزرسانی نرمافزار، جداسازی دستگاههای حساس از شبکه و افشا نکردن محل استفاده، بخشی از احتیاط لازم برای استفاده از ابزارهای دورزدن سانسور است.