سانسور و سرکوب دیجیتال

وحشت سپاه از استارلینک و تهدید به نابودی استارشیلد؛ چه چیزی سپاه را می‌ترساند؟

تهدید دارایی‌های مرتبط با ایلان ماسک در منطقه؛ استارلینک و استارشیلد حالا در مرز ارتباطات امن و هدایت پهپاد

تحریریه رازنت
تحریریه رازنتتولید، ویرایش و انتشار گزارش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای آموزشی درباره حقوق دیجیتال، سانسور، نظارت و امنیت کاربران
۲۹ خرداد ۱۴۰۵
9 دقیقه مطالعه
وحشت سپاه از استارلینک و تهدید به نابودی استارشیلد؛ چه چیزی سپاه را می‌ترساند؟

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در خرداد ۱۴۰۵ از بررسی دارایی‌های مرتبط با شرکت‌های تحت مدیریت ایلان ماسک برای ورود به «بانک اهداف» ایران نوشت؛ از ایستگاه‌های زمینی استارلینک در اسرائیل، قطر، اردن، امارات و عمان تا زیرساخت‌های مرتبط با سرمایه‌گذاران اسپیس‌ایکس. این تهدید، در نگاه اول می‌تواند ادامه همان جدال قدیمی جمهوری اسلامی با اینترنت آزاد و ابزارهای دورزدن فیلترینگ به نظر برسد. اما ماجرا فقط درباره چند دیش ماهواره‌ای قاچاق‌شده یا دسترسی شهروندان به اینترنت بدون فیلتر نیست.

هم‌زمانی این تهدید با راه افتادن عرضه عمومی سهام اسپیس‌ایکس هم جالب است؛ چون درست در لحظه‌ای که اسپیس اکس می‌خواهد خود را به‌عنوان یکی از ارزشمندترین شرکت‌های فناوری و فضایی جهان وارد بازار کند، دارایی‌های منطقه‌ای آن در ادبیات رسانه‌ای سپاه به «هدف نظامی» تبدیل می‌شوند. این یعنی ریسک استارلینک فقط فنی یا نظامی نیست؛ حالا به سرمایه‌گذاران خلیج و آینده مالی امپراتوری ماسک هم وصل شده است.

در چند سال گذشته، استارلینک برای بسیاری از کاربران ایرانی بیشتر با یک تصویر شناخته شده بود: اینترنتی بیرون از کنترل مخابرات، اپراتورهای داخلی و خاموشی‌های حکومتی. از اعتراضات ۱۴۰۱ به بعد، نام استارلینک در ایران با قطع اینترنت، سانسور، ترمینال‌های قاچاق و امید به اتصال اضطراری گره خورد. بعدتر هم بحث Direct-to-Cell این نگرانی را جدی‌تر کرد؛ فناوری‌ای که قرار است ماهواره‌ها را به چیزی شبیه دکل موبایل در آسمان تبدیل کند و دست‌کم در برخی سناریوها، گوشی‌های معمولی را بدون دیش و ترمینال ویژه به شبکه ماهواره‌ای وصل کند.

اما تهدید اخیر فارس از جایی مهم‌تر می‌شود که استارلینک از سطح «ابزار شهروندی» وارد سطح «زیرساخت عملیاتی» می‌شود؛ یعنی همان جایی که اینترنت دیگر فقط برای پیام‌رسانی، انتشار ویدیو یا عبور از فیلتر نیست، بلکه می‌تواند بخشی از زنجیره فرماندهی و کنترل در جنگ باشد.

وقتی اینترنت وارد زنجیره عملیات می‌شود

در جنگ مدرن، پهپاد فقط یک پرنده بدون سرنشین نیست. پشت هر پهپاد، یک شبکه ارتباطی وجود دارد: مسیری برای ارسال فرمان، دریافت داده، انتقال تصویر، اصلاح مسیر، هماهنگی با واحدهای دیگر و گاهی هدف‌گیری در لحظه. به این زنجیره، در ادبیات نظامی و امنیتی، گاهی زنجیره عملیات (kill chain) گفته می‌شود؛ زنجیره‌ای که از شناسایی هدف شروع می‌شود و تا تصمیم، هدایت و اصابت ادامه پیدا می‌کند.

اینجاست که نقش استارلینک برای سپاه حساس می‌شود. اگر یک نیروی نظامی بتواند از شبکه‌ای ماهواره‌ای، کم‌تأخیر و نسبتاً مقاوم برای ارتباط با پهپادها یا سامانه‌های بدون سرنشین استفاده کند، دیگر وابستگی‌اش به دکل‌های زمینی، لینک‌های رادیویی محلی یا زیرساخت‌های مخابراتی منطقه‌ای کمتر می‌شود. به زبان ساده، استارلینک می‌تواند به یک «مسیر ارتباطی جایگزین» برای جنگ تبدیل شود؛ مسیری که قطع‌کردن آن با روش‌های معمول ساده نیست.

گزارش رویترز درباره اختلاف پنتاگون و اسپیس‌ایکس دقیقاً همین نقطه را برجسته می‌کند. طبق این گزارش، بحث میان دو طرف بر سر استفاده از اتصال استارلینک در پهپادهای انتحاری LUCAS بود؛ پهپادهایی که با مدل ارزان، کوچک و قابل‌استفاده در عملیات تهاجمی توصیف شده‌اند. اسپیس‌ایکس معتقد بود پنتاگون هزینه یک سرویس پایین‌تر را می‌پردازد، اما در عمل از سطحی از اتصال استفاده می‌کند که به سرویس هوانوردی نزدیک‌تر است. این اختلاف قیمت فقط یک دعوای تجاری نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه اتصال ماهواره‌ای در میدان جنگ آن‌قدر حیاتی شده که حتی چند دقیقه یا چند ساعت دسترسی پایدار هم ارزش نظامی پیدا می‌کند.

برای سپاه، این یعنی استارلینک دیگر فقط ابزاری نیست که معترضان، خبرنگاران یا کاربران عادی بتوانند با آن از خاموشی اینترنت عبور کنند. در روایت امنیتی تهران، همین شبکه می‌تواند به چشم، گوش و عصب ارتباطی سامانه‌هایی تبدیل شود که علیه ایران عمل می‌کنند.

استارشیلد؛ نسخه دولتی‌تر و امن‌تر همان مسئله

اگر استارلینک را لایه عمومی این اکوسیستم بدانیم، استارشیلد (Starshield) لایه دولتی و امنیتی آن است. اسپیس‌ایکس، استارشیلد را برای نهادهای دولتی و مأموریت‌های امنیت ملی معرفی کرده است؛ با تمرکز بر ارتباطات امن، مشاهده زمین، و میزبانی محموله‌های اختصاصی روی ماهواره‌ها. تفاوت مهم همین‌جاست: استارلینک برای مصرف‌کننده و بازار تجاری طراحی شده، اما استارشیلد از ابتدا با زبان دولت، ارتش و امنیت ملی تعریف می‌شود.

در عمل، این تفاوت می‌تواند سه معنا داشته باشد. اول، ارتباطات امن‌تر و سازگارتر با نیازهای نظامی؛ یعنی همان چیزی که در میدان جنگ، برای فرماندهی و کنترل اهمیت دارد. دوم، امکان استفاده از ماهواره‌ها برای مشاهده زمین؛ یعنی جمع‌آوری و پردازش داده از سطح زمین، از مسیرهای تردد تا تأسیسات و تحرکات نظامی. سوم، میزبانی محموله‌های خاص؛ یعنی استفاده از ظرفیت ماهواره‌ای برای مأموریت‌هایی که الزاماً مصرف عمومی ندارند.

برای یک نیروی نظامی مثل سپاه، چنین زیرساختی تهدیدی چندلایه است. از یک طرف، می‌تواند ارتباطات نیروهای آمریکایی یا متحدانشان را در منطقه امن‌تر و پایدارتر کند. از طرف دیگر، می‌تواند به جمع‌آوری داده و شناسایی اهداف کمک کند. و در لایه سوم، می‌تواند زیرساختی باشد برای مأموریت‌هایی که جزئیاتشان عمومی نیست، اما در چارچوب امنیت ملی آمریکا تعریف می‌شوند.

به همین دلیل، اشاره فارس به استارشیلد فقط یک اسم اضافه در کنار استارلینک نیست. این اشاره، تلاش برای تغییر چارچوب روایت است: از «اینترنت ماهواره‌ای برای مردم» به «زیرساخت ماهواره‌ای برای جنگ». وقتی یک فناوری در چنین قاب امنیتی قرار می‌گیرد، جمهوری اسلامی می‌تواند آن را نه به‌عنوان سرویس ارتباطی، بلکه به‌عنوان دارایی دوگانه یا حتی هدف نظامی معرفی کند.

چرا زمین برای سپاه مهم‌تر از آسمان است؟

استارلینک هزاران ماهواره در مدار پایین زمین دارد و هدف‌گرفتن مستقیم ماهواره‌ها، هم از نظر فنی پیچیده است و هم پیامدهای بین‌المللی سنگینی دارد. اما ایستگاه‌های زمینی، مراکز ارتباطی، قراردادهای منطقه‌ای و زیرساخت‌های شریک، برای کشوری مثل ایران هدف ملموس‌تری هستند. به همین دلیل هم در روایت فارس، تمرکز روی ایستگاه‌های زمینی و دارایی‌های منطقه‌ای دیده می‌شود، نه صرفاً خود ماهواره‌ها.

این تهدید بیشتر از آنکه یک برنامه عملیاتی روشن باشد، یک پیام بازدارنده است: اگر زیرساخت‌های شرکت‌های ماسک به عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران کمک کنند، ایران هم می‌تواند آنها را بخشی از میدان نبرد بداند. این پیام هم به واشنگتن و تل‌آویو ارسال می‌شود، هم به کشورهای میزبان زیرساخت‌های منطقه‌ای، و هم به خود اسپیس‌ایکس و سرمایه‌گذارانش.

نقشه تهدید؛ از ایستگاه‌های زمینی تا سرمایه‌گذاری‌های خلیج

در گزارش‌های بازنشرشده از روایت فارس، نام چند کشور مشخص تکرار شده است: اسرائیل، قطر، اردن، امارات و عمان. این کشورها به‌عنوان محل ایستگاه‌های زمینی استارلینک یا دارایی‌های مرتبط با اسپیس‌ایکس و ایلان ماسک در منطقه معرفی شده‌اند. اما این فهرست را نباید با یک «نقشه قطعی از پایگاه‌های استارلینک» اشتباه گرفت. آنچه به‌صورت عمومی در دسترس است، بیشتر نقشه‌های دسترسی سرویس، مجوزهای منطقه‌ای یا ابزارهای غیررسمی ردیابی شبکه است؛ نه مختصات رسمی و تأییدشده تأسیسات.

همین تفاوت برای روایت مهم است. یک لایه، کشورهایی هستند که استارلینک در آن‌ها فعال یا مجاز شده؛ از قطر و عمان تا اردن، بحرین، اسرائیل، کویت و امارات. لایه دیگر، کشورهایی هستند که در روایت تهدید فارس نام برده شده‌اند. و لایه سوم، سرمایه‌گذاری‌های خلیج در اکوسیستم ماسک است؛ از نهادهایی مانند مبادله و ADQ در امارات تا صندوق‌های سرمایه‌گذاری در عربستان، قطر و عمان.

به این ترتیب، تهدید اخیر فقط به چند ایستگاه زمینی محدود نمی‌شود. جمهوری اسلامی تلاش می‌کند یک شبکه گسترده‌تر را هدف روایت خود قرار دهد: زیرساخت ارتباطی، مجوزهای منطقه‌ای، سرمایه‌گذاران خلیج و دارایی‌های مرتبط با اسپیس‌ایکس. این همان جایی است که یک فناوری ارتباطی، وارد جغرافیای سیاست و جنگ می‌شود.

از ضدسانسور تا جنگ شبکه‌ای

داستان استارلینک در ایران از اینترنت آزاد شروع شد، اما حالا به نقطه‌ای رسیده که در آن مرز میان فناوری تجاری، ابزار ضدسانسور و زیرساخت نظامی کم‌رنگ‌تر شده است. برای شهروندان، استارلینک هنوز می‌تواند نماد دسترسی به اینترنت بیرون از کنترل حکومت باشد. برای پنتاگون، می‌تواند مسیر ارتباطی سریع و منعطف برای سامانه‌های بدون سرنشین باشد. برای سپاه، همین دو معنا کنار هم یک تهدید جدی می‌سازند: شبکه‌ای که هم کنترل داخلی اطلاعات را تضعیف می‌کند، هم می‌تواند در عملیات خارجی علیه ایران نقش داشته باشد.

به زبان ساده، نگرانی سپاه از استارلینک فقط این نیست که مردم در زمان قطع اینترنت آنلاین بمانند. نگرانی بزرگ‌تر این است که آسمان، به زیرساخت ارتباطی جنگ تبدیل شود؛ زیرساختی که مالک آن نه یک دولت، بلکه یک شرکت خصوصی آمریکایی است، اما مشتریانش می‌توانند ارتش‌ها، سرویس‌های اطلاعاتی و بازیگران جنگ‌های آینده باشند.

اشتراک‌گذاری: