عملیات نفوذ سایبری

بررسی خوشه‌ای از حساب‌های همسو با جمهوری اسلامی در زمان قطع اینترنت

گلدن اول نزدیک به ۸ هزار رکورد حساب را در یک اکوسیستم تولید و تقویت روایت شناسایی کرده است؛ بااین‌حال، داده‌های عمومی انتساب قطعی همه این حساب‌ها به حکومت را ثابت نمی‌کنند.

تحریریه رازنت
تحریریه رازنتتولید، ویرایش و انتشار گزارش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای آموزشی درباره حقوق دیجیتال، سانسور، نظارت و امنیت کاربران
۱۵ مرداد ۱۴۰۵
6 دقیقه مطالعه
بررسی خوشه‌ای از حساب‌های همسو با جمهوری اسلامی در زمان قطع اینترنت

گلدن اول (Golden Owl)، در تحقیقی با عنوان «رسانه‌های اجتماعی به‌عنوان سلاح: جنگ روایی علیه خیزش ایران» فعالیت هماهنگ ۷٬۵۱۵ حساب منحصربه‌فرد در شبکه اجتماعی اکس در جریان خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ ایران را منتشر کرد که هم‌زمان با قطع اینترنت در داخل ایران، روایت‌های همسو با جمهوری اسلامی را منتشر می‌کردند، مخالفان را هدف می‌گرفت و محتوای تفرقه‌افکنانه را برای مخاطبان ایرانی و غربی تقویت می‌کرد. این تحقیق = نشان داد قطع ارتباطات تنها یک سوی کنترل اطلاعات است؛ سوی دیگر، پرکردن سکوت شهروندان با پیام‌های حکومتی و روایت‌های تحریف‌شده است.

۷٬۵۱۵ حساب در دو مجموعه داده به‌هم‌پیوسته

بر اساس گزارش گلدن اول، پژوهشگران دو مجموعه داده را با یکدیگر ترکیب کرده‌اند: مجموعه نخست شامل ۴٬۹۹۰ حسابی بوده که با محتوای مرتبط با رهبر جمهوری اسلامی تعامل داشته‌اند و مجموعه دوم ۲٬۹۳۴ حساب دارای نشانه‌های احتمالی عملیات نفوذ را در بر می‌گرفته است. پس از حذف ۴۰۹ رکورد مشترک، تعداد حساب‌های منحصربه‌فرد به ۷٬۵۱۵ رسیده است.

پژوهشگران سپس حساب‌ها را بر اساس نقش آن‌ها در گردش محتوا دسته‌بندی کرده‌اند. طبق این طبقه‌بندی، ۵۱۰ حساب نقش «تولیدکننده روایت» را داشته‌اند؛ یعنی پیام‌ها، کلیدواژه‌ها و چارچوب‌های اصلی را وارد شبکه می‌کردند. در مقابل، ۲٬۵۰۳ حساب به‌عنوان «تقویت‌کننده» شناسایی شده‌اند که با بازنشر گسترده، پاسخ‌های تکراری و فعالیت پرتعداد، دامنه دیده‌شدن همان روایت‌ها را افزایش می‌دادند.

در چنین ساختاری، تعداد محدودی حساب پیام اصلی را می‌سازند و لایه بزرگ‌تری با تکرار آن، تصویری مصنوعی از محبوبیت یا اجماع ایجاد می‌کند. یک روایت می‌تواند بدون تولید محتوای تازه، وارد بحث‌های رسانه‌ای و گفت‌وگوی روزمره شود.

چهار محور اصلی جنگ روایی

گلدن اول محتوای شبکه را در چهار محور دسته‌بندی کرده است. محور نخست، حملات هماهنگ علیه رضا پهلوی و حامیان پادشاهی مشروطه است؛ از حمله شخصی و بی‌اعتبارسازی تا نسبت‌دادن مخالفان به دولت‌های خارجی.

تصویر: حملات علیه خانواده پهلوی و حامیان پادشاهی مشروطه، با استفاده از حملات شخصی، انسان‌زدایی، آرزوی مرگ، نفرین‌های نسلی و نسبت‌دادن آنان به دشمنان خارجی، از پرتکرارترین روایت‌های شناسایی‌شده بود. منبع: Golden Owl

محور دوم، انتشار نظام‌مند محتوای یهودستیزانه و استفاده از اسرائیل برای تخریب مخالفان است. در این الگو، مخالفت با جمهوری اسلامی با وابستگی خارجی یکی انگاشته می‌شود تا معترضان در جایگاه «عامل دشمن» قرار گیرند.

تصویر: یهودیان، اسرائیل و افرادی که «صهیونیست» خوانده می‌شدند، هدف محتوایی شامل انسان‌زدایی، روایت‌های توطئه، تهدید و بازتولید «افتراهای خون» قرار گرفته‌اند. این مضامین بخش قابل‌توجهی از محتوای حساب‌های تولیدکننده روایت را تشکیل می‌دادند. منبع: Golden Owl

محور سوم به ستایش جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و حکومت دینی اختصاص دارد. این حساب‌ها هم‌زمان اعتراضات یا خشونت حکومتی را کوچک جلوه می‌دهند.

تصویر: ستایش رهبران جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و «محور مقاومت»، همراه با پیام‌های تهدیدآمیز و چارچوب‌های مذهبی، محتوای اصلی بیشتر حساب‌های تولیدکننده روایت را تشکیل می‌داد. منبع: Golden Owl

چهارمین محور، تقویت گزینشی روایت‌های تجزیه‌طلبانه و محتوای نزدیک به سازمان مجاهدین خلق است. به ارزیابی گلدن اول، برجسته‌کردن این جریان‌ها می‌تواند مخالفان را چندپاره و اعتراضات را فاقد پایگاه ملی نشان دهد؛ نه اینکه لزوماً بیانگر حمایت حکومت از آن‌ها باشد.

تصویر: گلدن اول در بخشی از شبکه، حساب‌های همسو با سازمان مجاهدین خلق و روایت‌های قوم‌گرایانه یا تجزیه‌طلبانه را شناسایی کرده است. پژوهشگران این محتوا را بخشی از تاکتیک چندپاره‌کردن و بی‌اعتبارسازی مخالفان ارزیابی کرده‌اند. منبع: Golden Owl

شبکه‌ای که هنگام قطع اینترنت خاموش نشد

یکی از مهم‌ترین یافته‌های گزارش، ادامه فعالیت این حساب‌ها در دوره‌ای است که دسترسی بخش بزرگی از شهروندان داخل ایران به اینترنت قطع یا به‌شدت محدود شده بود. به گفته گلدن اول، حجم فعالیت شبکه در زمان خاموشی اینترنت کاهش متناسبی نداشت. پژوهشگران این وضعیت را نشانه‌ای از فعالیت گردانندگان خارج از کشور یا برخورداری برخی کاربران داخل ایران از دسترسی ویژه و بدون محدودیت دانسته‌اند.

این نتیجه با «اینترنت طبقاتی» ارتباط دارد: قطع ارتباط برای همه یکسان اجرا نمی‌شود. درحالی‌که معترضان، خانواده‌ها و شاهدان عینی امکان انتشار اطلاعات را از دست می‌دهند، نهادهای حکومتی و حلقه‌های مورد اعتماد می‌توانند فعال بمانند. این عدم‌تقارن، امکان تعریف رویدادها از زاویه مطلوب حکومت را افزایش می‌دهد.

تصویر: از مجموع حساب‌های بررسی‌شده، ۲٬۱۳۹ حساب، معادل ۲۸٫۵ درصد، پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ ساخته شده‌اند؛ ۸۴۶ حساب در سال ۲۰۲۴، ۸۹۲ حساب در سال ۲۰۲۵ و ۱۲۲ حساب در ژانویه ۲۰۲۶ ایجاد شده‌اند. منبع: Golden Owl

بیش از یک‌چهارم حساب‌ها پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ ساخته شده‌اند و ایجاد حساب‌های تازه در دوره‌های بحران منطقه‌ای و سرکوب اعتراضات افزایش یافته است. این زمان‌بندی کنترل دولتی را ثابت نمی‌کند، اما گسترش شبکه در واکنش به رویدادهای سیاسی را نشان می‌دهد.

هدف فقط کاربران داخل ایران نبودند

بخشی از حساب‌های اثرگذار خود را خارج از ایران معرفی کرده‌اند. در میان تولیدکنندگانی که موقعیت نوشته بودند، ۶۲ حساب ایالات متحده، ۲۱ حساب ایران، ۱۸ حساب بریتانیا، ۱۵ حساب یمن و ۱۴ حساب نیجریه را انتخاب کرده بودند. آلمان و کانادا نیز در گزارش دیده می‌شوند.

تصویر: توزیع جغرافیایی ترکیبی حساب‌هایی که برای پروفایل خود موقعیت ثبت کرده‌اند. منبع: Golden Owl

موقعیت پروفایل مدرک محل واقعی گرداننده نیست و به‌سادگی تغییر می‌کند. بااین‌حال، هویت خارجی می‌تواند پیام حکومتی را نه مانند تبلیغات رسمی، بلکه در قالب نظر یک کاربر ظاهراً عادی وارد بحث‌های سیاسی غرب کند.

آیا همه این حساب‌ها بات حکومتی‌اند؟

پاسخ کوتاه منفی است. گلدن اول می‌گوید بیش از ۴۰ درصد حساب‌ها دست‌کم یک نشانه رفتار غیراصیل داشته‌اند؛ مانند شرح‌حال خالی، تنظیمات پیش‌فرض، نام کاربری عددی، انتشار بسیار پرتعداد یا دنبال‌کردن انبوه. هیچ‌یک از این شاخص‌ها به‌تنهایی بات‌بودن یا وابستگی حکومتی را اثبات نمی‌کند.

تصویر: شرح‌حال خالی یا حداقلی با ۲٬۴۷۸ حساب، معادل ۳۳ درصد شبکه، رایج‌ترین نشانه رفتار غیراصیل بود. نام‌های کاربری عددی، انتشار بیش از ۱۰۰ پست در روز و دنبال‌کردن انبوه نیز مشاهده شد؛ بااین‌حال، هیچ‌یک از این نشانه‌ها به‌تنهایی بات‌بودن یا وابستگی حکومتی را اثبات نمی‌کند. منبع: Golden Owl

مخزن عمومی داده‌های گلدن اول هشدار می‌دهد که «شبکه» معنای فنی دارد و به روابط گرافی و الگوهای تعامل اشاره می‌کند؛ نه عضویت سازمانی یا دریافت دستور از حکومت. این مجموعه احتمال خطا را می‌پذیرد و تأکید می‌کند هیچ حسابی نباید بدون بررسی مستقل هدف اتهام یا آزار قرار گیرد.

بنابراین، این مجموعه را باید «اکوسیستم حساب‌های دارای رفتار همسو با جمهوری اسلامی» نامید، نه فهرستی قطعی از ۷٬۵۱۵ بات حکومتی. انتساب مستقیم هر حساب به شواهد بیشتری نیاز دارد.

سرکوب دیجیتال فقط قطع‌کردن اینترنت نیست

یافته‌های گلدن اول نشان می‌دهد کنترل فضای آنلاین دو مرحله مکمل دارد: نخست، محدودکردن توان شهروندان برای مستندسازی، سازمان‌دهی و رساندن صدای خود؛ و سپس، پرکردن همان سکوت با روایتی که حکومت و شبکه‌های همسو می‌خواهند دیده شود. در این وضعیت، قطع اینترنت صرفاً یک اقدام فنی یا امنیتی داخلی نیست، بلکه به زیرساخت جنگ روایی تبدیل می‌شود.

برای کاربران و رسانه‌های ایرانی، فراگیری یک هشتگ یا ظاهرشدن صدها حساب با موضع مشابه لزوماً بازتاب افکار عمومی نیست. تاریخ ساخت حساب، الگوی بازنشر، شباهت واژگان و منبع ادعا باید بررسی شود؛ بدون اینکه این بررسی به اتهام‌زنی جمعی منجر شود.

این گزارش هنوز انتساب فنی و سازمانی همه اجزای شبکه به جمهوری اسلامی را اثبات نمی‌کند، اما تصویری قابل‌توجه از یک برتری نامتقارن ارائه می‌دهد: هنگامی که صدای شهروندان داخل ایران با قطع اینترنت خاموش می‌شود، شبکه‌های دارای دسترسی، منابع و توان تقویت هماهنگ می‌توانند روایت آنچه رخ داده است را برای میلیون‌ها کاربر دیگر بازنویسی کنند.

اشتراک‌گذاری: