سانسور و سرکوب دیجیتال

لشکرکشی سایبری‌های جمهوری اسلامی علیه بازماندگان جنایت هفتم اکتبر

گزارش FOA از شبکه‌ای چندلایه از انکار، تحریف و آزار آنلاین می‌گوید؛ شبکه‌ای که بخشی از آن به بازیگران دولتی، در درجه نخست جمهوری اسلامی، نسبت داده شده است

تحریریه رازنت
تحریریه رازنتتولید، ویرایش و انتشار گزارش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای آموزشی درباره حقوق دیجیتال، سانسور، نظارت و امنیت کاربران
۲۴ تیر ۱۴۰۵
6 دقیقه مطالعه
لشکرکشی سایبری‌های جمهوری اسلامی علیه بازماندگان جنایت هفتم اکتبر

سازمان «مبارزه با یهودستیزی آنلاین» یا FOA روز ۱۱ آوریل ۲۰۲۶ گزارشی درباره آزار سازمان‌یافته بازماندگان و قربانیان جشنواره موسیقی نُوا منتشر کرد که بر محتوای جمع‌آوری‌شده از اکتبر ۲۰۲۳ تا آوریل ۲۰۲۶ در ایکس، اینستاگرام، تیک‌تاک، ردیت و تلگرام استوار است. نویسندگان می‌گویند در ماه‌ها و سال‌های پس از حمله هفتم اکتبر، کارزاری مستمر برای انکار، تحریف یا توجیه آنچه در جشنواره رخ داد شکل گرفته و نه‌فقط حافظه قربانیان، بلکه خود بازماندگان و خانواده‌هایشان را هدف قرار داده است.

سازمان FOA می‌گوید تحلیلگرانش نمونه‌ها را بر اساس روایت‌های غالب انتخاب و اسکرین‌شات آن‌ها را نگه داشته‌اند. نتیجه، مجموعه‌ای از روایت‌های تکرارشونده در چند پلتفرم و به زبان‌های مختلف است. در بخش جنجالی گزارش، نام جمهوری اسلامی قرار دارد: به نوشته FOA، پژوهش‌های دانشگاهی شبکه‌هایی شامل هزاران حساب جعلی هماهنگ را شناسایی کرده‌اند که برای انتشار اطلاعات نادرست، عمیق‌تر کردن شکاف‌های اجتماعی و ایجاد احساس ناامنی فعالیت می‌کنند و برخی از آن‌ها به بازیگران دولتی، عمدتا ایران، مرتبط شده‌اند.

چهار مسیر برای پاک کردن واقعیت

نخستین مسیر، انکار کامل است. در این روایت‌ها گفته می‌شود حمله صحنه‌سازی شده، بازماندگان «بازیگر بحران» بوده‌اند و تصاویر با خون مصنوعی ساخته شده‌اند. کارکرد این روایت ساده است: اگر اصل واقعه جعلی معرفی شود، شهادت بازمانده نیز دیگر ارزش شنیدن ندارد.

مسیر دوم، تغییر جای عامل و قربانی است. در این دسته، اصل کشته‌شدن شرکت‌کنندگان پذیرفته می‌شود اما مسئولیت به ارتش اسرائیل منتقل می‌شود. گزارش به ادعاهایی اشاره می‌کند که هلیکوپترهای آپاچی را مسئول کشته‌ها معرفی می‌کنند یا از روایت تحریف‌شده «دستورالعمل هانیبال» برای تغییر جهت مسئولیت استفاده می‌کنند.

مسیر سوم، مقصر دانستن قربانیان است. محل برگزاری جشنواره، نزدیکی آن به غزه یا برگزاری مهمانی در یک روز مذهبی به‌عنوان «تحریک جغرافیایی» یا بی‌احترامی مذهبی معرفی می‌شود. برخی کاربران نوشته‌اند شرکت‌کنندگان با حضور در «سرزمین اشغالی» یا نزدیک «زندان روباز» خودشان عامل اتفاقی بوده‌اند که برایشان رخ داده است. نتیجه این وارونه‌سازی آن است که فرد آسیب‌دیده، به‌جای شاهد خشونت، در جایگاه متهم قرار می‌گیرد.

چهارمین مسیر، انکار و تمسخر خشونت جنسی است. FOA نمونه‌هایی از ردیت را ثبت کرده که در آن کاربران به‌دلیل نبود ویدیوی مستقیم، وقوع تجاوز را زیر سوال برده‌اند یا آزار جنسی را مسخره کرده‌اند. اینجا هدف فقط تغییر روایت تاریخی نیست؛ اعتبار زن بازمانده هدف قرار می‌گیرد تا حرف زدن برای او به تجربه‌ای تازه از تحقیر تبدیل شود.

زنانی که بار دوم گروگان گرفته شدند

نوآ آرگامانی را میلیون‌ها نفر با ویدیوی ربوده‌شدنش شناختند. او پس از ۲۴۵ روز آزاد شد، اما آزادی به معنای پایان حمله نبود. گزارش FOA پیام‌هایی را ثبت کرده که او را «تروریست» می‌خوانند، با ناسزاهای جنسی هدف قرار می‌دهند یا علیه او خشونت را تبلیغ می‌کنند.

رومی گونن نیز پس از آزادی درباره آزارهای دوران اسارت سخن گفت و همان شهادت به دلیل تازه‌ای برای حمله تبدیل شد. در این الگو، زن بازمانده بار دوم به گروگان گرفته می‌شود؛ این بار در فضای عمومی شبکه‌های اجتماعی، جایی که حساب‌های ناشناس می‌توانند روایتش را انکار، بدنش را تحقیر و برای مرگش ابراز تمایل کنند.

عمری ساسی، از برگزارکنندگان جشنواره، به تلگراف گفته است انکار و آزار آنلاین آسیب روانی او را تشدید کرده است. او که دوستان و بستگانی را در حمله از دست داده، از آن زمان تحت روان‌درمانی بوده است. انکار مجازی برای او زخمی واقعی را دوباره باز می‌کند.

هر پلتفرم یک نقش

بر اساس گزارش، تلگرام نقطه شروع انتشار محتوای خام، تأییدنشده و تصاویر خشن است؛ محتوایی که سپس به دیگر شبکه‌ها راه پیدا می‌کند. ایکس به مرکز ادعاهای «پرچم دروغین» و نظریه‌های توطئه تبدیل شده، اینستاگرام میدان اصلی عملیات نفوذ برای مخاطبان جوان‌تر است و تیک‌تاک با میم، موسیقی و قالب‌های پرطرفدار، آزار و تمسخر رنج غیرنظامیان را در ظاهر محتوای سرگرم‌کننده توزیع می‌کند.

FOA می‌گوید مشکل فقط تولید محتوا نیست؛ حذف نشدن آن نیز بخشی از چرخه است. یک ریل عربی در اینستاگرام که کشته‌ها را به هلیکوپتر اسرائیلی نسبت می‌داد، با وجود گزارش شدن همچنان فعال مانده بود. به ارزیابی این سازمان، فراخوان خشونت، انکار خشونت جنسی و آزار افراد مشخص در مواردی پس از گزارش کاربران هم حذف نشده‌اند.

نام جمهوری اسلامی؛ سرنخ مهم، نه حکم نهایی

برای مخاطب ایرانی، مهم‌ترین ادعای گزارش همان ارتباط برخی شبکه‌ها با بازیگران دولتی جمهوری اسلامی است. با این حال، نسخه عمومی گزارش روشن نمی‌کند کدام حساب‌ها مستقیما در این شبکه‌ها بوده‌اند، پژوهش دانشگاهی مورد استناد دقیقا کدام است یا انتساب بر پایه چه داده‌های فنی انجام شده است. گزارشی از زیرساخت، زنجیره فرماندهی یا نهاد مسئول در تهران ارائه نشده و خود FOA نیز خواستار تحقیقات بیشتر برای ترسیم شبکه‌های مرتبط با ایران شده است.

این محدودیت به معنای بی‌اهمیت بودن ادعا نیست؛ بلکه نشان می‌دهد باید میان «شبکه منتسب به جمهوری اسلامی» و «شبکه‌ای که انتساب آن با شواهد فنی عمومی اثبات شده» تفاوت گذاشت. گزارش FOA الگوی گسترده‌ای از آزار، انکار و تحریف را مستند می‌کند، اما انتساب دقیق این فعالیت‌ها همچنان ضعیف‌ترین بخش داده‌های عمومی آن است.

بااین‌حال، الگوی گزارش تصویری آشنا از عملیات نفوذ می‌سازد: ایجاد یا تقویت روایت با حساب‌های جعلی، تکرار هماهنگ پیام و سپس سپردن ادامه انتشار به کاربران واقعی و الگوریتم پلتفرم‌ها. عامل اصلی لازم نیست هر پیام را خودش منتشر کند؛ کافی است روایت را وارد چرخه کند و آن را تا جایی بالا ببرد که ادامه حیاتش طبیعی به نظر برسد.

جنگی که پس از حمله ادامه دارد

برای بازماندگان نُوا، پایان حمله به معنای پایان خشونت نبوده است. جنگ دوم در فضایی رخ می‌دهد که مرز میان عملیات دولتی، شبکه‌های جعلی و نفرت واقعی کاربران به‌سادگی قابل تشخیص نیست. همین ابهام به بازیگران حکومتی امکان می‌دهد بدون پذیرش مسئولیت، روایت‌ها را تقویت و هزینه انسانی آن را به قربانیان منتقل کنند.

اگر نقش شبکه‌های مرتبط با جمهوری اسلامی با شواهد بیشتر تایید شود، موضوع فقط تبلیغات سیاسی علیه اسرائیل نخواهد بود؛ بلکه با استفاده سازمان‌یافته از رنج بازماندگان، انکار خشونت جنسی و آزار افراد مشخص به‌عنوان ابزار عملیات نفوذ روبه‌رو خواهیم بود. تا آن زمان، گزارش FOA هشداری جدی باقی می‌ماند: نفرت آنلاین تنها بازتاب خشونت نیست؛ می‌تواند ادامه برنامه‌ریزی‌شده همان خشونت، در شکلی ارزان‌تر، پنهان‌تر و ماندگارتر باشد.

اشتراک‌گذاری: