استفاده جمهوری اسلامی از کلاود برای جاسوسی و پروپاگاندا
گزارش آنتروپیک از ۴۴ خوشه تهدیدی که از هوش مصنوعی این شرکت برای جاسوسی، جعل هویت، پروپاگاندا، توسعه بدافزار، تسلیحات و کلاهبرداری پرده برمیدارد


شرکت آنتروپیک روز ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ گزارشی ۱۵۴ صفحهای درباره سوءاستفاده سازمانیافته از مدلهای هوش مصنوعی خود منتشر کرد که در آن ۴۴ عملیات شناسایی و مختلشده بین دسامبر ۲۰۲۵ تا اوت ۲۰۲۶ بررسی شدهاند. این عملیاتها به بازیگران دولتی، گروههای سیاسی، مجرمان سایبری و شرکتهای تجاری نظارتی در چند کشور نسبت داده شدهاند و هفت حوزه اصلی، از عملیات سایبری و نفوذ اطلاعاتی تا نظارت، تسلیحات، کلاهبرداری و تقطیر غیرمجاز مدل را در بر میگیرند. این گزارش، مجموعهای از پروندههای واقعی سوءاستفاده از مدلهای Claude است و آنتروپیک برای هر پرونده توضیح میدهد هوش مصنوعی دقیقا چه نقشی در افزایش سرعت، مقیاس یا خودکارسازی عملیات داشته است.

در گزارش آنتروپیک، GTG مخفف Generative Threat Group، به معنی «گروه تهدید مولد» یا دقیقتر «گروه تهدید مرتبط با هوش مصنوعی مولد» است. آنتروپیک از این عنوان بهعنوان یک شناسه داخلی برای بازیگران یا خوشههای تهدیدی که از هوش مصنوعی سوءاستفاده میکنند استفاده میکند. بنابراین شناسهای مانند GTG-34007 لزوما نام واقعی یک گروه یا عنوانی که خود آن بازیگر برای خودش استفاده میکند نیست، بلکه کد رهگیری داخلی آنتروپیک برای یک بازیگر، خوشه یا پرونده مشخص است. گزارش در هفت فصل موضوعی تنظیم شده است:
- عملیات مخرب سایبری (Cyber Operations): شناسایی اهداف، نفوذ به سامانهها، توسعه ابزارهای مخرب و سرقت داده با کمک هوش مصنوعی.
- عملیات نفوذ و اثرگذاری (Influence Operations): فریب مخاطبان و دستکاری پنهانی فضای اطلاعاتی با محتوای جعلی، هویت ساختگی یا پنهانکردن منشأ پیام.
- عملیات جاسوسی و نظارت (Surveillance Operations): ساخت ابزارهای پایش و شناسایی، تجمیع اطلاعات و تهیه پرونده درباره افراد و گروهها.
- تسلیحات متعارف (Conventional Weapons): کمک به طراحی و توسعه نرمافزارهای تسلیحاتی، گردآوری اطلاعات و تأمین تجهیزات مرتبط.
- سواستفاده زیستی (Biological Misuse): کاربرد مدلها در پژوهشهای پرخطر یا دوگانهای که میتوانند پیامدهای زیستی زیانبار داشته باشند؛ بدون آنکه قصد آسیبرسانی همه پژوهشگران احراز شده باشد.
- کلاهبرداری و تقلب (Scams and Fraud): استفاده از هوش مصنوعی برای فریب سازمانیافته کاربران، از جمله شبکه اپلیکیشنهای دوستیابی با شخصیتهای مصنوعی پنهان.
- سرقت دانش مدل از طریق تقطیر (Illicit Distillation): استخراج سازمانیافته و بدون مجوز خروجیها یا قابلیتهای مدل برای آموزش و تقویت مدلهای دیگر.

شش پرونده مرتبط با ایران؛ از عملیات نفوذ تا نظارت گسترده
از میان پروندههای بررسیشده در گزارش آنتروپیک، شش گروه تهدید مولد به بازیگران ایرانی یا ایرانمحور مربوط میشوند. این پروندهها طیفی از نهادهای صراحتا وابسته به حکومت جمهوری اسلامی تا بازیگرانی با انتساب سازمانی نامشخص و همچنین سازمان مجاهدین خلق را در بر میگیرند.
ساخت پروندهای شامل کد ملی، باورها، سابقه کیفری و حسابهای اجتماعی شهروندان در سامانه «آرمان»؛ تولید محتوای حکومتی با ظاهر صدای مستقل؛ تقلید هویت یک فعال برای گفتوگو با مخاطبانش؛ و توسعه بدافزاری با پوشش ابزار دورزدن سانسور. اینها بخشی از کاربردهای مدلهای هوش مصنوعی «کلاود» هستند که در گزارش تازه آنتروپیک درباره بازیگران مرتبط با ایران شرح داده شدهاند.

در ادامه، این شش پرونده را براساس تقسیمبندی خود آنتروپیک در دو گروه اصلی بررسی میکنیم: عملیات نفوذ و اثرگذاری که هدف آن دستکاری پنهانی محیط اطلاعاتی و افکار عمومی است، و عملیات نظارتی که بر شناسایی، پروفایلسازی، پایش و هدفگیری افراد و شبکهها متمرکز است.
عملیات نفوذ و اثرگذاری؛ از پروپاگاندای حکومتی تا جعل هویت و عملیات هماهنگ
عملیات نفوذ یا تاثیر گذاری سایبری (Influence Operations) تلاشی برای دستکاری فضای سیاسی، مدنی و عمومی است که با فریب یا پنهانکردن منشأ، حامی یا هماهنگی فعالیت انجام میشود. مسئله در این پروندهها جعل هویت، تولید خبر ساختگی و معرفی محتوای سازمانی بهعنوان صدای مستقل است که مورد بررسی قرار گرفتهاند. چند الگوی تکرارشونده در این نوع تهدیدها در این پروندهها دیده میشود:
- فروش نفوذ بهعنوان خدمت: شرکتهای تجاری برای مشتریان خود محتوای سیاسی و کارزار تولید میکنند و میان سفارشدهنده و عملیات فاصله میاندازند.
- هوش مصنوعی در میز تولید خبر: مدل در کنار ویراستاران انسانی قرار میگیرد و ظرفیت تولید و بازنویسی محتوا را افزایش میدهد.
- ساخت ساختار اجرایی عملیات: استفاده از مدل به نوشتن مطلب محدود نمیماند و تهیه دستورالعمل، بانک هدف، شخصیت ساختگی و حتی معیار ارزیابی کارکنان را در بر میگیرد.
- حافظه و ابزارهای پایدار: دستورالعملها و منابع مشترک در فایلها نگهداری میشوند تا تولید محتوا در جلسات متعدد و میان چند عامل ادامه پیدا کند.
- پنهانسازی منشأ و قطعیتسازی ادعاها: وابستگی حکومتی یا سفارشی محتوا حذف میشود و تکرار یک ادعا در چند رسانه، ظاهری از تأیید مستقل ایجاد میکند. گاهی قیدهای عدم اطمینان نیز به درخواست عامل حذف میشوند.
- پنهانکردن رد عملیات: بازیگران میکوشند نشانههای تولید خودکار، مشخصات فنی و منشأ حسابها را بپوشانند تا شناسایی شبکه دشوارتر شود.
- هویتسازی و جعل هویت: شخصیتها و سخنگویان خیالی ساخته میشوند یا هویت اشخاص و نهادهای واقعی مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.
- هدفگیری افراد و سازوکارهای پاسخگویی: فعالان و نهادهای حقوق بشری خود موضوع پروندهسازی، جعل هویت یا تولید محتوای گمراهکننده میشوند.
- محدودیت دسترسی به مخاطب واقعی: حجم زیاد تولید محتوا الزاماً به انتشار گسترده منتهی نشده است. در بسیاری از موارد، تعامل واقعی اندک یا نامشخص بوده و رسانههای جاافتاده، از جمله رادیو و تلویزیون، مسیر مؤثرتری برای توزیع فراهم کردهاند.
آنتروپیک برای سنجش دامنه انتشار از «مقیاس گسترش» (Breakout Scale) استفاده میکند. این چارچوب شش سطح دارد؛ سطح اول به محتوای محصور در یک جامعه و یک پلتفرم اشاره میکند و سطوح بالاتر، گسترش انتشار و مواجهه عمومی را نشان میدهند. رتبه بالاتر بهخودیخود اثبات نمیکند که نگرش مخاطبان تغییر کرده یا عملیات به هدف سیاسی خود رسیده است. همچنین شرکت برای بررسی آنچه پس از خروج محتوا از کلاود رخ داده، به منابع علنی و اطلاعات سایر پلتفرمها متکی است.
GTG-34001؛ «جهاد تبیین» و تولید پروپاگاندای حکومتی
نخستین پرونده شامل سه عملیات است که زیرمجموعه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی و رصدخانه فرهنگی «بینا» بوده و در هر مورد، فردی درون نهاد یا به نمایندگی از آن، از کلاود برای برنامهریزی «جنگ نرم» و «جنگ شناختی» و «جهاد تبیین» استفاده میکرد. مرکز بینالمللی قرآن و تبلیغ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و خانه فناوری فرهنگی شهید هاشمینژاد در مشهد نیز از دیگر اجزای این خوشه هستند.
آنها از کلود برای طراحی دکترین و برنامههای «جنگ نرم» و «جنگ شناختی»، ساخت پرسونا، بانک اهداف، برنامههای تبلیغاتی چندزبانه و بازنویسی بولتنهای رسمی به شکلی استفاده میکردند که محتوای حکومتی بهصورت صدای مستقل یا خارجی جلوه کند. یکی از شبکهها با نام «منجنیق» محتوای همسو با روایتهای سپاه را از طریق دهها فعال و بیش از صد کانال داخلی توزیع میکرد و بخش دیگری در جریان جنگ ۲۰۲۶ ادعاهای جعلی را به مؤسساتی مانند بروکینگز، رند و CSIS نسبت میداد. پنج یافته کلیدی این پرونده عبارتاند از:
- پیوند صریح با «جهاد تبیین»: هر سه عملیات در گفتوگوها و اسناد برنامهریزی خود به این مفهوم ارجاع میدادند و فعالیت تبلیغاتی را در چارچوب وظیفه دینی و راهبردی تعریف میکردند.
- برنامهریزی سازمانی و بینالمللی: خروجیهایی با نشان رسمی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، شامل برنامهای نهبخشی برای اثرگذاری بینالمللی و طرحهای مراسم خاکسپاری و جانشینی رهبر جمهوری اسلامی تولید شده بود.
- شبکه «منجنیق» در مشهد: این شبکه چنداستانی با مشارکت دهها فعال، گزارشهای علنی دستگاههای امنیتی را به محتوای متناسب با شخصیتهایی بازنویسی میکرد که وابستگی امنیتی آنها آشکار نبود. تقویت انتشار از طریق کارزارهای پولی در بیش از صد کانال داخلی، از جمله کانالهای مرتبط با سپاه، انجام میشد.
- اعتباربخشی جعلی به پیامها: در عملیات مرتبط با بینا، محتوا با لحن رسمی سخنگوی سپاه تولید میشد. در کارزاری مرتبط با جنگ ۲۰۲۶ نیز ادعاهای جعلی به مؤسسات بروکینگز، رند و مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، CSIS، نسبت داده میشد.
- هدفگیری بهائیان و مخالفان: عملیات، محتوای تهاجمی علیه بهائیان و بانک اهدافی شامل نام مقامهای بینالمللی و چهرههای مخالف جمهوری اسلامی تولید کرده بود.

از کلاود در مراحل مختلف این فعالیت استفاده میشد: تهیه دستورالعمل و برنامه اجرایی، تبدیل بولتنهای رسمی به محتوای متناسب با مخاطب، پنهانکردن منشأ حکومتی و تنظیم انتشار. تولید محتوا به فارسی، عربی، اردو، مالایی، اسپانیایی و انگلیسی مشاهده شده و برنامه گستردهتر، بیست زبان را هدف گرفته بود. ایتا، بله، روبیکا، ایکس، اینستاگرام، تلگرام، تیکتاک، یوتیوب و شبکه رایزنان فرهنگی از مسیرهای توزیع بودند. هدف این بود که پیام حکومتی از زبان نویسنده خارجی، رسانه مستقل یا کارزار ظاهراً خودجوش منتشر شود.

GTG-84006؛ جعل هویت و پروندهسازی در شبکه مرتبط با مجاهدین خلق
پرونده دوم به عملیاتی توزیعشده مربوط است که به سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت مرتبط است. دستکم چهار فرد فعال در این شبکه برای رسانههای رسمی شورای ملی مقاومت کار میکردند. رسانههای تلویزیونی، رادیویی و حسابهای شبکههای اجتماعی این مجموعه در توزیع محتوا نقش داشتند. این شبکه از یک ایجنت هوش مصنوعی به نام «ویکتور» استفاده میکرد.
گردانندگان بیش از ۵۰۰ کانال را خزش و افراد داخل ایران را بر اساس شهر، سن، شغل، گرایش سیاسی و سابقه بازداشت دستهبندی کرده بودند. حدود ۵۲هزار پیام نیز برای ساخت پروندههای رواننگارانه درباره دهها نفر تحلیل شده بود. در یکی از موارد، حدود ۸،۴۰۰ پست تلگرام یک فعال واقعی به مدل داده شد تا سبک نوشتارش را تقلید کند و به جای او با مخاطبانش مکالمه سیاسی زنده داشته باشد؛ بدون آنکه مخاطبان از این موضوع خبر داشته باشند.
بخش دیگری از عملیات، ساخت آواتارهای فارسیزبان برای تبلیغ برنامه دهمادهای مریم رجوی و اداره حسابهای هماهنگ اینستاگرامی بود. برخی حسابها در ابتدا نام مجاهدین را پنهان میکردند تا مستقل به نظر برسند. این شبکه همچنین ویدیو جعلی از یکی از اعضای خانواده شاهزاده رضا پهلوی تولید کردهاست. یافتههای اصلی، ابعاد دیگر عملیات را روشن میکنند:
- خزش و دستهبندی افراد: بیش از پانصد کانال شبکههای اجتماعی بررسی شد و افراد داخل ایران براساس شهر، سن، شغل، گرایش سیاسی و سابقه بازداشت دستهبندی شدند.
- تحلیل پیامها برای پروفایلسازی: حدود ۵۱٬۹۴۴ پیام آرشیوی برای ساخت پروندههای روانشناختی درباره دهها فرد تحلیل شد. حسابهای جعل هویت همچنین یک خبر فوری ساختگی را همزمان برای بیش از سی مخاطب فرستادند.
- سخنگویان مصنوعی برای برنامه مریم رجوی: برای بندهای برنامه دهمادهای او آواتارهای متحرک با صدای فارسی تولید شد که شبیه شهروندان عادی به نظر میرسیدند. مصنوعیبودن آنها عمداً پنهان میشد.
- حسابهای هماهنگ با ظاهر مستقل: شبکه حسابهای اینستاگرامی، انتشار زمانبندیشده و متناسب با گروههای مخاطب داشت. برخی مطالب اولیه از نامبردن مجاهدین خودداری میکردند تا محتوا بیطرف یا بیوابستگی جلوه کند.
- رقابت سیاسی از مسیر محتوای فریبنده: پیامها جمهوری اسلامی و حامیان شاهزاده رضا پهلوی را هدف میگرفتند. گزارش از انتشار ویدئویی ساختگی علیه یکی از اعضای خانواده پهلوی و استفاده از شعار «نه شاه، نه شیخ» نام میبرد.

عامل هوش مصنوعی مشترک «ویکتور» در هماهنگی این فعالیت نقش داشت. هر فضای کاری فایلهای حافظه بلندمدت خود را نگه میداشت که شامل منابع مجاز، واژههای ممنوع، قواعد مدیریت حساب و دستورالعملهای پرهیز از شناسایی بود. این ساختار به ادامه تولید محتوا بدون تعیین دوباره همه دستورها در هر جلسه کمک میکرد. در کنار آن، سازوکار انسانی بازبینی و تایید محتوا، از اصلاحکنندگان تا مدیران و یک کمیته، وجود داشت. گزارش همچنین از جایگزینی شعار «زن، زندگی، آزادی» با «زن، مقاومت، آزادی» در بخش عمده خروجی فارسی نام میبرد.

عملیات نظارتی؛ از پروفایلسازی و شناسایی هدف تا بدافزار و نظارت انبوه
در بخش مهمی از این گزارش تحت عنوان نظارت، استفاده بازیگران همسو با دولتها، پیمانکاران مرتبط با آنها و فروشندگان تجاری جاسوسافزار از هوش مصنوعی برای ساخت، اجرای یا تسهیل عملیات نظارتی را بررسی میشود. در این کاربردها، هوش مصنوعی فقط ابزار تحلیل داده نیست؛ گاهی بخشی از نیروی مهندسی را جایگزین میکند و برای ساخت نرمافزارهای نظارتی، افزونههای مخرب و زیرساختهای رهگیری به کار میرود و گاهی مستقیماً حجم بزرگی از دادههای شبکههای اجتماعی و سایر منابع را پردازش میکند تا افراد را شناسایی، مکانیابی، دستهبندی و براساس گرایش سیاسی، آسیبپذیری یا اهمیت عملیاتی اولویتبندی کند. سه روند اصلی در این پروندهها دیده میشود:
- نخست، کاهش نیاز به تیمهای بزرگ مهندسی و امکان ساخت سامانههای پیچیده توسط شمار اندکی از اپراتورها
- دوم، انتقال هوش مصنوعی از مرحله ابزارسازی به تحلیل عملیاتی و انتخاب هدف از طریق پردازش انبوه داده
- سوم، ادغام مدلها در گردشکار روزمره نهادهای پلیسی، اطلاعاتی و امنیتی.
تفاوت این کاربردها برای ارزیابی پیامدها مهم است: در یک پرونده، مدل کدی تولید میکند که بعداً در یک ابزار نظارتی به کار میرود و در پروندهای دیگر، خود مدل مستقیماً اطلاعات افراد را تحلیل و طبقهبندی میکند. چهار پرونده مرتبط با ایران که در ادامه میآیند، طیفی از همین کاربردها را، از پروفایلسازی و شناسایی هدف تا ساخت بدافزار و اجزای نظارت انبوه، نشان میدهند.
GTG-34007؛ سامانه «آرمان» و نظارت بر شهروندان ایرانی
در یک عملیات تولید زیرساخت نظارتی بر شهروندان، ۱۶ حساب کلود متعلق به دو واحد را شناسایی شده که ارتباطشان با نهادهای شبهنظامی امنیت داخلی جمهوری اسلامی را «با اطمینان بالا» ارزیابی شدهاست. آنتروپیک در این پرونده ۱۶ حساب کلاود را شناسایی کرده که دو واحد مرتبط با نهادهای شبهنظامی و امنیت داخلی جمهوری اسلامی اداره میکردند. این دو واحد روشهای کاری جداگانه داشتند، اما خروجی نظارت را به زیرساخت مرکزی مشترکی به نام «آرمان» میفرستادند؛ جایی که پرونده افراد شامل کد ملی، باورها، سابقه کیفری، حسابهای اجتماعی و … است. اشتراک کد یا نیروی انسانی میان این دو مشاهده نشده بود، ولی هر دو برای حل مشکلات فنی همان سامانه مرکزی از کلاود کمک میگرفتند.
یکی از واحدها سازمانی با هفت بخش و دفترهایی در استانها بود. این سازمان ادعا میکرد پایگاه اطلاعات هویتی شهروندان ایرانی را نگهداری میکند و در یک سال ۶٬۳۸۸ ایرانی را پایش و پروفایل کرده است. عدد اخیر، ادعای خود عامل است و گزارش آن را بهعنوان شمار مستقلاً تأییدشده قربانیان ارائه نمیکند. همین واحد برای ساخت رابط کاربری سامانه و تحلیل شبکه اجتماعی ۱۵۵٬۲۱۶ توییت از کلاود استفاده کرده بود. تحلیل انجامشده ۳۹ حساب مخالفان و ایرانیان خارج از کشور را برای پایش مشخص میکرد. واحد دیگر در قم مستقر بود و توسعه ابزارهای نظارتی را با کمک مدل پیش میبرد.
پرونده هر فرد در آرمان شامل کد ملی، باورها، سابقه کیفری، حسابهای اجتماعی و بخشی با عنوان «اقدام» بود. این ساختار نشان میدهد اطلاعات هویتی و فعالیت آنلاین در یک پرونده مشترک کنار هم قرار میگرفتند؛ با این حال، گزارش توضیح نمیدهد هر ورودی بخش «اقدام» به چه تصمیم یا پیامد مشخصی منتهی شده است. سه یافته کلیدی این پرونده عبارتاند از:
- ابزارسازی برای شناسایی و جمعآوری اطلاعات: واحد قم افزونه مخرب فایرفاکس «النجم الثاقب» را با پوشش ابزار اوقات شرعی به مرحله استفاده رسانده بود. مجموعه ابزارها، شناسایی هویت کاربران پیامرسان، تطبیق شماره تلفن با هویت، صفحه فیشینگ کد ملی و ربات گزارش انبوه تلگرام را نیز شامل میشد. واحد دیگر رابط وب آرمان را با استفاده از کد سمت سرور همان سامانه توسعه میداد.
- عبور بخشی از درخواستهای فنی از محدودیتها: کلاود درخواستهای صریحی برای پروفایلسازی و پروپاگاندا را رد میکرد، اما بسیاری از درخواستهای ساخت نرمافزار نظارتی متوقف نشده بودند.
- شبیهسازی صدای نویسندگان: یک عامل جداگانه که در محل یکی از واحدها حضور داشت، از قابلیت مهارتهای سفارشی کلاود برای شبیهسازی صدای سه نویسنده ایرانی و آمادهسازی روایتهای تبلیغاتی درباره جانشینی رهبر جمهوری اسلامی استفاده میکرد.
کاربرد مدل در چرخه عملیات شامل نگهداری کد موجود، ساخت ابزار تازه، توسعه افزونه برای جمعآوری انبوه داده و تحلیل مطالبی بود که عامل آنها را بیانگر گرایش مخالف میدانست. آنتروپیک همچنین از شواهد مأموریتگرفتن این واحدها از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی و بررسی صلاحیت نامزدهای سمتهای رسمی برای حکومت خبر میدهد.
شرکت با «اطمینان بالا» دو واحد را به مجموعه نهادهای شبهنظامی و امنیت داخلی مرتبط میکند، اما نام دقیق سازمان مسئول را منتشر نکرده است. همه ۱۶ حساب و سازمانهای مرتبط در خدمات آنتروپیک مسدود شدند و یافتهها برای بهبود شناسایی سوءاستفاده به کار رفتند. متن منتشرشده، توقف کار سامانه آرمان یا حذف دادههای جمعآوریشده را تأیید نمیکند.
GTG-30004؛ پروفایلسازی شهروندان اسرائیل و دیاسپورای یهودی
عامل دیگری مرتبط با جمهوری اسلامی، از کلود برای ساخت و هماهنگی سامانه خودکار جمعآوری اطلاعات عمومی و پروندهسازی درباره شهروندان اسرائیل و دیاسپورای یهودی استفاده کردهبود. فعالیت اصلی، ساخت و راهبری سامانه خودکار اطلاعات منبعباز (OSINT) برای شناسایی و پروفایلسازی اهداف بود. افراد حکومتی و غیرحکومتی در اسرائیل و سازمانهای دیاسپورای یهودی در دامنه هدفگیری قرار داشتند. گرداننده همچنین به دنبال تولید گزارشهای اطلاعاتی درباره اشخاص اسرائیلی و آمریکایی بود.
همان بازیگر در پرامپتهایی به زبان فارسی، نسخهای از NanoDump را تغییر داده بود؛ ابزاری متنباز که برای استخراج اطلاعات احراز هویت از حافظه فرایند امنیتی ویندوز به کار میرود. او همچنین فرایندی برای ساخت و مبهمسازی کد C++ با پایتون ایجاد کرده بود. آنتروپیک هدف احتمالی این تغییرات را دشوارتر کردن تشخیص و تحلیل نمونههای بدافزار میداند.
این پرونده دو کاربرد همزمان هوش مصنوعی را نشان میدهد: افزایش سرعت شناسایی و پروفایلسازی افراد و کمک به پنهانکردن ابزارهای سرقت اطلاعات.
GTG-30005؛ شناسایی دریایی و طراحی نظارت انبوه داخلی
عامل دیگری مرتبط با جمهوری اسلامی، کلود را برای تحلیل اطلاعات عمومی و تهیه پیشنهادهای هدفگیری علیه نیروهای دریایی آمریکا در منطقه به کار گرفته بود. مواد گردآوریشده شامل اسامی پرسنل از شرح عکسهای نظامی، شناسههای کشتیها و هواپیماها، جستوجوی تصاویر ماهوارهای و اطلاعات آسیبپذیری تجهیزات ارتباطی و صنعتی شناورها بود.
این عامل همچنین آسیبپذیریهای شناختهشده تجهیزات ارتباط ماهوارهای دریایی، تجهیزات سیسکو و محصولات کنترل صنعتی را فهرست میکرد. همان حساب، جداگانه برای سامانههای حکومتی جمهوری اسلامی نرمافزار توسعه میداد؛ از جمله اجزای سامانهای برای ترکیب پلاکخوانی خودکار خودرو با رهگیری شناسه دستگاههای موبایل.
گرداننده همچنین خروجی یک گروه خصوصی ۲۴۴ نفره تلگرام را برای تحلیل شبکه ارتباطی اعضا پردازش کرده بود. گزارش، اجرای حمله نظامی موفق یا استقرار نهایی سامانه نظارت داخلی را تأیید نمیکند.
آنتروپیک میگوید حساب عامل را بسته، روشهای شناسایی فعالیت مشابه را توسعه داده و اطلاعات تهدید را با مراجع دولتی به اشتراک گذاشته است. هویت سازمانی دقیق عامل در گزارش اعلام نشده است.
GTG-30006؛ بدافزار با پوشش فیلترشکن و رسانه جعلی
یک گروه ایرانی با استفاده از ۱۶ مجموعه حساب رایگان کلود، ابزارهای بدافزاری، زیرساخت تحویل و صفحات فیشینگ ویژه کاربران داخل ایران ساخته بود؛ صفحات مخرب طوری طراحی شده بودند که محتوا را فقط به IPهای ایرانی تحویل دهند و از موضوعاتی مانند ویپیان V2Ray و یک برند خبری جعلی به نام «آذر نیوز» بهعنوان طعمه استفاده کنند. عامل همچنین صفحات ورود جعلی با ظاهر ویندوز، اکسل و آنتیویروس ESET NOD32 ساخته بود.
بدافزار ماژولار ویندوزی SECOMS64 از اجزای اصلی این مجموعه بود. قابلیتهای آن شامل ثبت کلیدهای فشردهشده، تصویربرداری از صفحه، استخراج اطلاعات ورود کروم با عبور از یکی از سازوکارهای حفاظت مرورگر و بررسی Microsoft Defender و Intune بود. اجزای پشتیبان نیز دسترسی فرمان از راه دور، انتشار از طریق حافظه USB، تخریب دادههای مرورگر و دریافت مرحلهای اجزای بدافزار را پوشش میدادند. این قابلیتها نشان میدهند مجموعه برای دسترسی مستمر به اطلاعات و فعالیت فرد طراحی شده بود.
هدفگیری تلگرام در چند بخش دیده میشد: ثبت کلیدها هنگام فعالبودن پنجره تلگرام دسکتاپ و اجرای ابزار تصویربرداری با نام و آیکون «تلگرام» که تصاویر را از طریق ربات به بیرون میفرستاد. در همین خوشه، اپلیکیشن اندرویدی برای استخراج مخاطبان، پیامها و فایلهای رسانهای و ابزاری با ظاهر برنامه ویرایش تصویر و نشان جعلی ادوبی وجود داشت. ماندگاری در ویندوز با چند روش پیشبینی شده و یک مسیر دیگر انتقال داده، ذخیره موقت آن در فضای ابری تجاری بود. گزارش از اجزای مخرب برای پاککردن دادهها نیز نام میبرد، اما شمار دستگاههای آلوده یا قربانیان همه این قابلیتها را مشخص نمیکند.
بخش دیگری از ابزارها برای دسترسی به حسابهای Microsoft 365 بدون طیکردن فرایند کسب رضایت OAuth طراحی شده بود. ابزارها اطلاعات و توکنهای احراز هویت ذخیرهشده در محیط ویندوز و اوتلوک را استخراج میکردند تا با استفاده مجدد از آنها، محتوای صندوق ایمیل، از جمله پیامهای حذفشده، بهصورت انبوه دریافت شود. برای پنهانکردن رفتار، درخواستها با مشخصاتی شبیه نرمافزار رسمی اوتلوک ارسال میشدند.
مدل برای مهندسی و آزمایش این مجموعه استفاده میشد. آنتروپیک میگوید کلاود نه مورد از ده درخواست مستقیم و آشکارا مخرب را رد کرده بود، اما وقتی پروژه به درخواستهای کوچکتر و ظاهراً عادی در جلسات جداگانه تقسیم میشد، محدودیتها یکدست عمل نمیکردند. این نسبت به درخواستهای توصیفشده در همین پرونده مربوط است و نرخ کلی عملکرد کلاود در برابر همه درخواستهای مخرب نیست.
تعداد قربانیان و وابستگی بازیگر به نهاد حکومتی مشخصی در این پرونده اعلام نشده است.
جمعبندی و نتیجهگیری
مجموع این شش پرونده نشان میدهد نقش هوش مصنوعی در عملیات بازیگران مرتبط با ایران محدود به تولید متن یا تصویر نیست. در یک سوی طیف، کلاود برای طراحی دکترین، ساخت پرسونا، بازنویسی پیامهای حکومتی و اداره شبکههای نفوذ استفاده شده و در سوی دیگر، به ابزار مهندسی و تحلیل برای ساخت سامانههای نظارتی، پروفایلسازی افراد، پردازش انبوه داده، توسعه بدافزار و حتی تهیه اطلاعات برای شناسایی و هدفگیری تبدیل شده است. در چند پرونده، هوش مصنوعی عملاً بخشی از نیروی انسانی لازم برای اداره عملیات را جایگزین کرده و انجام کارهایی را که پیشتر به تیمهای جداگانه تحلیل، تولید محتوا یا مهندسی نیاز داشت، برای یک گروه کوچک یا حتی یک فرد ممکن کرده است.
در عین حال، این شش پرونده را نباید شبکههای واحد یا مجموعهای با انتساب یکسان تلقی کرد. آنتروپیک بعضی از آنها را با اطمینان بالا به نهادهای حکومتی یا امنیتی جمهوری اسلامی مرتبط میکند، درباره برخی دیگر تنها از «بازیگر دارای پیوند با ایران» سخن میگوید و یک پرونده نیز به سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت مربوط است. اهمیت مشترک آنها نه در یکسانبودن عاملان، بلکه در الگویی است که گزارش آشکار میکند: هوش مصنوعی در حال تبدیلشدن از یک ابزار کمکی به بخشی از زیرساخت عملیاتی نفوذ، نظارت و جمعآوری اطلاعات است.